خرید اینترنتی بلیت کنسرت گروه فراق

هنردوستان عزیز

برای خرید اینترنتی بلیت کنسرت موسیقی فراق

به سایت زیر مراجعه فرمایید...

www.con3ert.ir

آموزشگاه موسیقی درویش خان برگزار می کند :

 

کنسرت موسیقی سنتی:

گروه موسیقی فراق

به سرپرستی :پژمان اختیاری

خواننده:حسین نور شرق

 

 

تهیه بلیت و کسب اطلاعات بیشتر:

آموزشگاه موسیقی درویش خان

36287516

36250960

 

موزیسین مشهور جز آمریکایی در گذشت...

 

«هوریس سیلور»، آهنگساز و پیانیست مشهور آمریکایی در سن ۸۵ سالگی درگذشت.

 

به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از ایسنا «هوریس سیلور» از پیشگامان سبک جاز موزون در سن ۸۵ سالگی در آمریکا بدرود حیات گفت.
سیلور حرفه‌ی موسیقی را با نواختن ساکسیفون در کانکتیکات آغاز کرد، اما در دهه‌ی ۱۹۵۰ راهی نیویورک شد و سازش را به پیانو تغییر داد. بسیاری از آهنگ‌های او تبدیل به نمونه‌ی کاملی در موسیقی جاز آمریکا شدند که «خواهر سدی» و «کشیش» از آن جمله هستند.
به گزارش بی.بی.سی‌، به دلیل پیشینه خانوادگی، سبک سیلور تحت تاثیر موسیقی فولکلور پرتغالی بود. در ابتدای کار از پدرش که ویلن‌، گیتار و ماندولین می‌نواخت تاثیر می‌گرفت.
اولین آلبوم این چهره‌ی برجسته‌ی موسیقی جاز در راستای گسترش سبک «Hard Bop» منتشر شد. «لستر یانگ‌»، «مایلز دیویس» و «آرت بلکی» از جمله بزرگان موسیقی جازی هستند که سیلور با آن‌ها همکاری داشت.
او ۲۸ سال از فعالیت حرفه‌ای‌اش را در گروه «BLUE NOTE» سپری کرد. پیان ونوازی سیلور از جمله نقاط درخشان کارنامه‌ی حرفه‌ای اوست.

سال روزدرگذشت استاد کلنل علی نقی وزیری :

17 شهریور ماه به سال 1358 درگذشت کلنل علی نقی وزیری :


کاسه ی تار را همچون طفل در آغوش می گیرد؛ پیشانی اش بر روی آن خم می شود؛ سر انگشتان او بر روی دسته ی تار، یکی پس از دیگری می خرامند و مضرابش بر روی سیم های تار، حکایتی از آب و صخره، باد و برگ می خواند.
پایه گذار موسیقی نوین ایران و رئیس انجمن موسیقی ملی – کلنل علینقی وزیری افسر قزاق در سال 1266 (به گفته برخی منابع 17 مهرماه 1266) دیده به جهان گشود.
4 ساله بود که همراه پدرش موسی خان میر پنج فرمانده قشون استرآباد به این ناحیه رفت و ضمن فراگرفتن حرفه ی نظامی گری، شیپورچی قابلی شد.وزیری
در 15 سالگی نزد دایی خود، حسینقلی خان (میرزا حسین قلی) به فرا گرفتن تار پرداخت و سپس به توصیه او نواختن ویلن را آغاز کرد.
پس از بازگشت به تهران موسیقی نوشتاری (نت نویسی) را نزد یاور آقاخان سرپرست موزیک نظام، فرا گرفت، و در مدرسه ی سن لویی با کشیشی که به موسیقی اروپایی تسلط کامل داشت، آشنا شد، و بسیاری از اصول موسیقی غربی را از او فرا گرفت.
وزیری پس از آشنایی با موسیقی ایرانی و تبحر در نواختن تار، به همراه یکی از دوستانش (صمصام الملک بیات) راهی اروپا شد و سه سال در پاریس و دو سال در برلین علم هماهنگی (هارمونی) و اصول دیگر موسیقی غرب را آموخت. او در بازگشت به ایران مدرسه عالی موسیقی را در سال 1302 و کلوپ موزیکال را یک سال پس از آن دایر کرد.
کلنل، اولین پایه گذار موسیقی نوین ایران پس از انقلاب مشروطه و نخستین کسی است که برای اولین بار ردیف میرزا عبدالله و آقای حسینقلی را نوشته است. او نشان داد که تار، قدرت بیانی وسیع و امکانات تکنیکی فراوان دارد .در صفحاتی که از او به جای مانده مانند: بندباز، دخترک ژولیده، حاضرباش و ردیفهای عالی ثابت کرد که تار، قابلیت اجرایی چند صدایی داشته و قدرتی در حد گیتار دارد. او با حفظ تمامی خصوصیات موسیقی ایرانی، قطعاتی ساخت که بر خلاف گذشته چند صدایی بودند.
از جمله قطعات چند صدایی که وزیری برای آواز و ارکستر نوشت و هنوز نیز در نوع خود نمونه اند ؛می توان از نیمه شب ( تحت تأثیر غزلی از حافظ )دل تنگ، دخترناکام، دو عاشق، گرایلی، خریدار تو و شکایت من نام برد.
کلنل علینقی وزیری بعد از مرحوم آژنگ و چند تن دیگر، با حفظ تمام اصول و قواعد موسیقی ایرانی، دو تئاتر موزیکال به نام های قالیچه ی کرمان و رویای حافظ و دو پانتومیم به نام های" دزد بوسه و لاسیها" و "اپرت گلرخ و شوهر بدگمان" را نوشت که از لحاظ چند صدایی و مدلاسیون (به تغییر مقام و یا تغییر مایه گویند) تحولی در موسیقی ما به حساب می آیند او در ساختن و پرداختن مارشهای (موزیک رژه) ملی و میهنی زحمات زیادی کشید و قطعاتی مانند ای وطن ، خاک ایران و مارش ظفر را ساخت.
به عقیده ی کلنل وزیری: "موسیقی ایرانی بسیار وسیع و غنی است و بالقوه از غنای بسیار برخوردار است. لیکن در آن،کار کم شده است.باید پژوهش کرد و آفرید و بالفعل نیز از عناصر و مصالح موجود، کاخ های رفیع برپا نمود".
گرچه نام کلنل علینقی وزیری با تاریخ موسیقی ایران درهم آمیخته، اما در آینه ی ادب نیز، شخصیت و هنر والای او انعکاس یافته است. بسیاری از شاعران و نویسندگان زمان، به زخمه ی جادویی تارش دل بسته اند و با شور و شیفتگی از پنجه ی سحرآمیزش سخن گفته اند. چنانچه ایرج میرزا که خود از ستایش گران هنر او بود در منظومه ی زهره و منوچهر از او یاد کرده است.
بسیاری از بزرگان تاریخ موسیقی ایران همچون زنده یادان: ابولحسن صبا ، روح الله خالقی، موسی خان معروفی، فروتن راد و جواد معروفی از شاگردان مکتب او بوده اند.


سرانجام این استاد بزرگ در سال 1358 و در سن نود و دو سالگی دیده از جهان فرو بست.


روانش شاد...

 

به همین بهانه، قطعه یدخترک ژولیده را، با نوای دو نوازی تار  آرش مشتاقی و کیانوش عشیق می شنویم...

دریافت فایل

 


نویسنده: شهرزاد شاه کرمی
منبع: کتاب چهره هایی از پیشروان هنر و ادبیات معاصر ایران

 

مصاحبه با مدرس تار : آقای آرش مشتاقی

 

 دریافت متن مصاحبه ی روزنامه ی همشهری با آرش مشتاقی:

 

کلیک کنید...

 

 

نقدی بر مقوله پاپ در موسیقی امروز ایران :

هر اثر موسیقی، صرف نظر از سبک و ژانر، دارای ساختار منحصر به خود است. جهت سنجیدن این ساختار، معیارهایی وجود دارد که مساله خوب بودن و یا نبودن اثر را از سلیقه مخاطب جدا می کند. اگرچه این موضوع در موسیقی پاپ،همانطور که از اسمش پیداست، کاملا سلیقه محور بوده و آثار موسیقی در این حوزه بر اساس اقبال عمومی مورد سنجش واقع می شوند.اما نکته ای که از دید پنهان می ماند سطح ادراک جامعه و مخاطبان عام از موسیقی است که خود همانند یک فیدبک دوباره به حوزه تولید اثر بازگشته و اگر انتظار عمومی از تولیدکنندگان موسیقی در سطح بالایی قرار گیرد آثار تولیدی از کیفیت بالاتری بهره خواهند برد و بالطبع آثار بهتر سلیقه جامعه را ارتقا می بخشد و این دو مقوله به طور مداوم در حال اثرگذاری روی یکدیگرهستند.


موسیقی پاپ در جامعه امروز ایران تفاوتی آشکار با سال های ابتدایی شکل گیری این سبک در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ و همچنین موسیقی روز دنیا دارد و این تفاوت ،صرف نظر از گذشت زمان و تغییر نیازهای جامعه که دلایل بسیار قابل تاملی می باشند، در ساختار کلی آثار است. برای بررسی دقیق تر این تفاوت ها لازم است نگاهی دقیق تر و در عین حال اجمالی به اجزای یک اثر پاپ بیندازیم:

 


۱- ملودی اصلی: اولین پدیده ای که در یک اثر پاپ به چشم می آید ملودی حاکم بر آن است که برجسته تر از سایر اجزای همراهی کننده کاملا خودنمایی م کند.این مساله تا حدی در اقبال یک اثر تاثیر دارد که اخیرا در معرفی آثار پاپ دیده می شود که کلمه آهنگساز به کلمه “ملودی” تبدیل شده است!pop music


۲- صدای خواننده: دومین پدیده ای که از دیدگاه عموم در یک قطعه خودنمایی می کند صدای خواننده و یا به اصطلاح وکال است که البته امری مهم در موسیقی پاپ محسوب می شود زیرا این ژانر از موزیک اصولا وکال محور است.بالاخص در موزیک پاپ ایرانی که ملودی های وکال عمدتا برگرفته از موسیقی سنتی و محلی است و انتظار عموم از خواننده کسی ست که بتواند گوشه ها و دستگاه های ایرانی را خوب بخواند،در یک قطعه حتما خواننده از اوج توانایی خود در خواندن استفاده کند و به اصطلاح صدای گرمی داشته باشد!


۳- ترانه: پدیده ای ادبی در حوزه موسیقی، اصولا ترانه به شدت روی شنونده موزیک پاپ تاثیرگذار است اگرچه هیچ ارتباط مستقیمی با علم موسیقی ندارد و نهایتا می تواند به شناساندن یک اثر از لحاظ محتوا و فضای ذهنی خالق اثر کمک کند و هیچگونه کمکی از لحاظ ساختاری به موسیقی نمی کند مگر نهایتا از لحاظ هجا و وزن روی ریتم کلی اثر تاثیرگذار باشد.


۴- تنظیم: تنظیم یا آراژمان،یا در واقع هارمونی کلی اثر امری نسبتا ناشناخته برای مخاطب عام است چرا که در جوامعی مانند جامعه کنونی ما که موسیقی مقوله ای نوپا و ناآشنا برای عموم است اصولا هضم کامل هارمونی و ریتم توسط شنونده، کاری آسان به نظر نمی رسد .


۵- کیفیت صوتی: آنچه در استودیو اتفاق می افتد اعم از مقوله ضبط،میکس و مسترینگ منجر به کیفیت صوتی و یا به اصطلاح صدا دهی اثر می‌شود.

عناوینی که در بالا به آن ها اشاره شد جزو اجزای اصلی و برجسته آثار پاپ می باشند. اما سوال اینجاست که در وضعیت کنونی موسیقی در جامعه ما، به مسائل عنوان شده بالا از طرف تولیدکنندگان و شنوندگان آثار، در چه سطحی و با چه حساسیتی توجه می شود.اگر بخواهیم کوتاه و اجمالی وضعیت فعلی موزیک پاپ ایران را مورد بررسی قرار دهیم می توانیم به ضعف ۴ عنوان اول و وضعیت نسبتا بهتر کیفیت صوتی اشاره کرد که متاسفانه به علت عدم بهره بردن درصد بیشتری از مردم جامعه از ابزار صوتی مناسب و استاندارد، عملا بخش اعظمی از جامعه تفاوت چندانی بین کیفیت استاندارد و غیر استاندارد صوتی قائل نبوده و تمایل چندانی به خرید سی دی های اوریجینال علی رغم قیمت بسیار ناچیز(کمتر از یک بسته سیگار!) نشان نداده و موزیک بدون شناسنامه کپی شده و MP3 بی کیفیت و بعضاً فله ای(!) را که حتی نام صاحب اثر در آن مشخص نیست، ترجیح می دهند.


حال به ۴ عنوان دیگر غیر از گزینه کیفیت صوتی می پردازیم.از ضعف های آشکار جریان موزیک پاپ فعلی کشور،ضعف ملودی اصلی است. این ضعف منجر به تاریخ مصرفی شدن موزیک و ظهور و ناپدید شدن پدیده های موسیقی یکی پس از دیگری، می شود. پدیده هایی که به واسطه امری غیر موسیقایی – از جمله موزیک ویدئو های مجلل و پرهزینه، سبک ظاهر و یا لباس خاص و… – به معروفیت رسیده و به همان سرعت به دست فراموشی سپرده می شوند. این ضعف همچنین در تنظیم و تکنیک های وکال نیز کاملاً مشهود است. از نکات بارز این ضعف ها می توان به کنسرت های ضعیف که تنظیم ارکستر زنده شباهتی به ورژن آلبومی نداشته و خواننده که به طور مکرر فالش می خواند اشاره کرد.


آنچه که در این شرایط مفیدترین و کوتاهترین راه حل برای طرفین مرتبط با موضوع،اعم از تولید کننده و شنونده، به نظر می رسد پرداختن بیشتر و دقیق تر به آثار برتر موزیک دنیا در تمامی سبک ها و نه فقط سبک پاپ است. چرا که برای خلق کردن ملودی هایی اگرچه ساده ولی ماندگار مانند آنچه در موسیقی ونجلیس، کیتارو و بسیاری از آثار تولید شده در دنیا می شنویم نیاز به تربیت شنیداری و تمرکز بر روی موسیقی داریم. تمرکزی که این روزها بیشتر بر روی تیپ و ظاهر خوانندگان، تبلیغات، ساخت موزیک ویدئو، طراحی سایت و صفحه فیسبوک، عکس های سینمایی و… قرار گرفته تا پدیده موسیقی.

 

نویسنده: میلاد باقری

منبع : مجله موسیقی ملودی

سال روزدرگذشت استاد حسین طاهرزاده

 

12 شهریور ماه به سال 1334 سال روز درگذشت استاد سید حسین طاهرزاده (متولد 1261) :سید حسین طاهرزاده

 

نزد استاد زمان خود سیدعبدالرحیم اصفهانی مشق آواز کرد. او از سرآمدان آواز و دارای سبکی منحصر به فرد در این هنر است. بسیاری از هنرمندان پرآوازه پس از طاهرزاده از شیوه خواندن او آموخته اند که قمرالملوک وزیری، ادیب خوانساری و محمدرضا شجریان از آن جمله اند. یک سری صفحه های گرامافون با صدای او همراه با تار درویش خان، کمانچه باقرخان، پیانوی مشیر همایون شهردار، تمبک رضا قلی خان و فلوت اکبرخان و یک دوره نوارهای خصوصی همراه تار و سه تار نور علی برومند؛از طاهر زاده به یادگار مانده است. 

 

 

 

جای خالی ویلن و پیانو !

نهم تیرماه هشتاد و چهارمین زادروز تولد زنده یاد استاد همایون خرم، ۲۹ تیر سالروز درگذشت زنده یاد استاد رضا محجوبی، همین دو روز قبل یعنی ۱۴ مرداد سالروز تولد زنده یاد استاد اسدالله ملک و ۲۶ مرداد سالروز درگذشت زنده یاد علی محمدخادم میثاق است. نوازنده چیره دست ویولن، رهبر ارکستر یا آهنگسازان توانایی که ملودی‌هایشان نه تنها در دوره‌شان در کمترین زمان ممکن شهره آفاق و بر زبان پیر و جوان و عام و خاص جاری می‌شد که هنوز و همیشه ماندگار است و حتی جوان‌های نسل حاضر هم آن‌ها را زمزمه می‌کنند. 

در سال‌های اخیر و به خصوص بعد از چیره شدن سبک و سلیقه موزیسین‌های دوره بازگشت بر موسیقی ایران، ساز غالب تار ، سه تار و بعضا سنتور شد و ویلن کم کم از موسیقی اصیل ایرانی خارج شد؛ در حالی که قبل از این دوره، هم شهناز و شریف با تار به بهترین شکل در اوج تاثیرگذاری بر موسیقی بودند و هم تجویدی ، خرم ، یاحقی ، بدیعی و ملک با ویلن و استاد فرامرز پایور با سنتور و استادان دیگر با ساز‌هایشان که همگی با اوج احساس به تولید زیبا‌ترین نغمات مشغول بودند، اما از قبل از نیمه دهه پنجاه و با آغاز استیلای جنبش تاثیرگذار بازگشت در مرکز حفظ و اشاعه و به دلایل فنی و جامعه‌شناسی و بعد به حاشیه رفتن موزیسین‌های نامدار قبل از انقلاب و خلاصه شدن موسیقی در چند نام و جریان خاص، کم کم ویلن از موسیقی ایرانی کنار رفت یا به حاشیه رانده شد. نتیجه این اتفاق تقریبا مشخص بود و همانطوری که انتظار می‌رفت دیگر ملودی‌ها به ندرت شیرین و به یادماندنی می‌شدند و آن اندک ملودی‌های موثر هم محصول نبوغ چند نابغه جوان آن سال‌های موسیقی بود. پس از آن بسیار گفته شد که آهنگ‌ها آنقدر‌ها به یاد ماندنی نیستند و مردم کوچه و بازار موسیقی اصیل ایرانی را زمزمه نمی‌کنند و موسیقی مصرفی بازار را از موسیقی اصیل گرفت در حالی که در گذشته‌ای نه چندان دور، علاوه بر خواص، بسیار از مردم عادی کوچه و بازار هم مشتری پروپا قرص موسیقی اصیل ایرانی بودند.

پیدا کردن دلایل این مسئله به یک مجال فراخ نیاز دارد و بررسی همه جانبه، اما شاید کم شدن حضور ویلن در موسیقی ایرانی یکی از دلایل آن باشد. ویلن یک ساز کششی ست و نزدیک‌ترین صدا به صدای انسان را دارد در حالی که سازهای مضرابی ضمن داشتن همه ظرافت‌ها و زیبایی‌ها، کمتر از ویلن دارای این خاصیتند. نوازندگان چیره دست ویلن آنقدر با ظرافت آرشه را بر ساز به رقص در می‌آورند که گویی ساز جان گرفته و با مخاطبش حرف می‌زند. البته کمانچه هم از جنس و شبیه ویلن است و این توانایی و دلنشینی را دارد. اما متاسفانه این ساز هم کمتر در موسیقی ایرانی جایگاه محکم و موثری دارد که همه این‌ها باعث خالی بودن موسیقی ما از کشش‌های سازهای کششی ست.

به این موضوع جهانی‌تر بودن ساز ویلن را هم بیافزایید که می‌تواند باعث حضور ویژه‌تر موسیقی ما در عرصه‌های جهانی باشد.

ویلن یکی از سازهای اصلی و اساسی همه ارکسترهای بزرگ و مجلسی و کوچک جهان است و حضورش در ارکستر می‌تواند رنگ و بوی خاصی به آن بدهد .ضمن آنکه به مدد استاد صبا و شاگردانی که تربیت کرد، این ساز غربی متد و رنگ وبوی ایرانی ویژه‌ای پیدا کرد و در ساز یاحقی، تجویدی، خرم، ملک و شاگردانشان، حس ناب موسیقی ایرانی در جانتان می‌نشیند.


***

شب قبل از اجرای دومین برنامه هزارصدا در ژانر موسیقی ایرانی این یادداشت را نوشتم که آنجا روی صحنه بخوانم. برنامه‌ام این است که برخی از آسیب‌هایی که به ذهنم می‌رسد را در این برنامه عنوان کنم و برای اینکه روی صحنه نکته‌ای را فراموش نکنم، این یادداشت را نوشته بودم که کوتاه و موجز و مفید باشد و بعد ،از یک نوازنده طراز اول ویلن دعوت کردم که برخی آثار ماندگار استادان موسیقی و به خصوص آثار استاد خرم را اجرا کند و جناب مهران مهتدی، در فرصت کم الحق اجرای خوبی داشت. نکته مهم آن بود که این استاد برجسته ویلن ایرانی وقتی روی صحنه آمد؛ پای درد دلش باز شد و بعد از خواندن یادداشت و بعد اجرای جناب مهتدی، استاد نادر گلچین که بزرگوارانه خود را به سالن رسانده بود تا شاهد اجرای جوانان آواز باشد، تا جایی که درتوان داشت دست‌هایش را بالا برد و برای ویلن دست زد.

می‌خواستم این یادداشت را اواخر برنامه بخوانم اما دومین گروهی که روی صحنه آمد، برخلاف عرف معمول این روزهای گروههای موسیقی ایرانی، آهنگ و آوازشان را با پیانو و کلارینت اجرا کرده بودند و دقیقا موقعش بود. اجرایی دلنشین و کاملا ایرانی ومنطبق بر ردیف اما نوگرایانه و دلنشین.


***

  violon &piano

این یادداشت می‌تواند مقدمه یک تحقیق مفصل باشد درباره علت‌های این اتفاق نامیمون. موضوع آنقدر هم روشن است که بعید می‌دانم مخالفی هم داشته باشد و کافی ست چند لحظه چشمانتان را ببندید و در ذهنتان گروه‌های نامداران موسیقی ایرانی را مرور کنید و ببینید آخرین باری که یک نوازنده طراز اول ویلن در این گروه‌ها ساز زده چند وقت پیش است. جالب آنکه بسیاری از شاگردان بزرگان موسیقی ایرانی هم کم کم به نوازندگی در ارکسترهای پاپ روی آورده‌اند که این می‌تواند منشا خیر هم باشد اما دریغا که آن‌ها و کار آن‌ها در هیاهوی کیک و بیس‌های تنظیمات این روزهای این موسیقی‌ها گم می‌شود.

حذف یا به حاشیه رفتن ویلن در گروههای جدید موسیقی ایرانی جنبه‌های اجتماعی مهمی دارد و البته یک سری رقابت‌های صنفی و فردی هم در این ماجرا بی‌تاثیر نیست. ترانه‌ها و سرودهای انقلابی چاووش و بعد آزاد بودن فقط این نوع موسیقی و تصور اتصال ویلن و پیانو و سازهای اساسا غربی به موسیقی موسوم به موسیقی کاباره‌ای و شهرت بسیار و تاثیرگذار بودن آهنگسازان و نوازندگان برنامه‌های گل‌ها و... از جمله این دلایلند و البته باید دقیق‌تر بررسی کرد تا به نتایج بهتری رسید.

شاید هم نیاز به هیچ بررسی‌ای نباشد و همین که بزرگان موسیقی ایرانی دیگر آن دعوا و رقابت‌های صنفی را‌‌ رها کنند کفایت کند هرچند خوشبختانه این روند آغاز شده و در آثار برخی از این استادان تغییر این رویکرد مشاهده می‌شود.

 

نویسنده : آرش نصیری(روزنامه نگار)

منبع : سایت موسیقی ما