تولد سرود ملی ایران :

 

تهران- شهریور 1323

- نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده­ اند.

حسین گل گلاب- تصنیف سرای معروف- در حال گذر از یکی از خیابان­های معروف شهر:

صحنه ­ی مشاجره، بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی را مشاهده می­کند؛

سرباز انگلیسی کشیده­ ی محکمی در گوش افسر ایرانی می­نوازد!

گل گلاب پس از دیدن این صحنه با چشمانی اشک آلود ؛ به استودیوی روح الله خالقی می­ رود.

غلامحسین بنان می ­پرسد؛ ماجرا چیست؟

گل گلاب آن چه رخ داده بود را شرح می­ دهد و می­ گوید :

کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند! سپس قلم به دست می­ گیرد و با همان حال، می ­سراید :

ای ایران ای مرز پر گهر

ای خاکت سرچسمه­ی هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده باشی و جاودان

ای دشمن! ار تو سنگ خاره­ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم ...

 

در همان لحظه، خالقی موسیقی آن را  می­ نویسد و بنان نیز، آن را می­ خواند و طی یک هفته، تصنیف « ای ایران» در یک ارکستر بزرگ اجرا می­ شود.

سرود «ای ایران» در 27 مهر ماه سال 1323 در تالار دبستان نظامی [دانشکده افسری فعلی] و در حضور جمعی از چهره­های فعال در موسیقی ایران متولد شد. شعر این سرود را «حسین گل گلاب» استاد دانشگاه تهران سروده بود و از ویژگی­های آن، نخست این است که تک تک واژه­های به کار رفته در سروده، فارسی است و در هیچیک از ابیات آن کلمه­ی معرب یا غیر فارسی وجود ندارد و سراسر هر سه بند سرود، سرشار از واژه­های خوش­تراش فارسی است. زبان پاکیزه­ای که هیچ واژه بیگانه در آن راه پیدا نکرده است. و با این همه هیچ واژه­ای نیز در آن مهجور و ناشناخته نیست و دریافت متن را دشوار نمی ­سازد.

دومین ویژگی سرود «ای ایران» در بافت و ساختار شعر آن است، به گونه­ای که تمامی گروه­های سنی، از کودک تا بزرگسال می­توانند آن را اجرا کنند. همین ویژگی سبب شده است تا این سرود در تمامی مراکز آموزشی و حتی کودکستان­ها قابلیت اجرا داشته باشد.

سومین ویژگی که برای این سرود قائل شده­ اند، فراگیری این سرود به لحاظ امکانات اجرایی است که به هر گروه یا فرد، امکان می­ دهد تا بدون ساز ، آلات و ادوات موسیقی نیز بتواند آن را اجرا کند.

آهنگ این سرود که در آواز دشتی خلق شده، از ساخته­ های ماندگار «روح الله خالقی» است.

ملودی اصلی و پایه ای کار، از برخی نغمه ­های موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردار است، گرفته شده است.

این سرود در اجرای نخست خود به صورت کر خوانده شد. اما ساختار محکم شعر و موسیقی آن سبب شد تا در دهه­ های بعد خوانندگان مطرحی همانند«غلامحسین بنان» و نیز «اسفندیار قره­ باغی» آن را به صورت تک­ خوانی هم اجرا کنند.

در سال­های اولیه پس از انقلاب، این سرود برای مدت کوتاهی به عنوان «سرود ملی» از رادیو و تلویزیون ایران پخش شد، اما پس از آن چند سالی از رسانه­ های داخلی حذف شد تا این که در دهه­ ی اخیر به مناسبت­ های مختلف تاریخی، آن را می­ شنویم.

 

ای ایران ای مرز پر گهر

ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی و جاودان

ای ... دشمن ار تو سنگ خاره­ ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون شد پیشه­ ام 

دور از تو نیست اندیشه ­ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت در و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم

برگو بی­ مهر تو چون کنم

تا .... گردش جهان و دور آسمان بپاست

نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پیشه­ ام

دور از تو نیست، اندیشه­ ام

در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

ایران ای خرم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم

جز مهرت بر دل نپرورم

از ... آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم

مهرت ار برون رود چه می­ شود دلم

مهر تو چون، شد پیشه­ ام

دور از تو نیست، اندیشه­ ام

در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

  

نویسنده : شهرزاد شاه کرمی

 

 

سال روزدرگذشت استاد مرتضی حنانه

24 مهرماه به سال 1368 درگذشت استاد مرتضی حنانه (متولد 1301 تهران) : مرتضی حنانه


خالق موسیقی زیبای سریال «هزار دستان» تحصیلات خود را در کنسرواتور تهران به پایان رساند. در سال 1331 به مدت یک سال رهبری ارکستر سمفونیک را برعهده داشت. رهبری ارکستر بزرگ رادیو - تلویزیون و هنرآموزی کنسرواتور از فعالیت های حنانه است.
قطعات «سرناد»، سوئیت «شهر مرجان»، «شیطان کوچک»، «آسمان بیکران» از آثار بنام این هنرمند بزرگ است. 

بررسی موسیقی معاصر ایران:


مقدمه

موسیقی هر ملتی، بازتاب تنوع زبان، مذهب، شرایط جغرافیایی و نظام اجتماعی و اقتصادی آن ملت می باشد. به بیان دیگر می توان گفت: موسیقی اقوام گوناگون جهان، آینه ای است که ارزشها، باورها و شیوه های خاص زندگی آنان را منعکس می کند. بدون شک، موسیقی هر ملت و قوم بخشی از هویت ملی میهنی آنان است که در طی قرون و اعصار، تغییر و تحولاتی بر آن حاکم شده است.

فرهنگ موسیقایی هر ملت معرف سازها، شیوه های اجرایی، نظام صوتی و الگوهای ملودیک و ریتمیک آن ملت است.
برخی از فرهنگ ها از جمله فرهنگ ایران زمین، علاوه بر موسیقی مردم پسند و موسیقی عامیانه، موسیقی اصیل و پیچیده ای دارند که اجرای آن به نوازندگانی بسیار آموزش دیده نیاز دارد.
سرزمینی چون ایران که از شرق به غرب و از شمال تا جنوبش پر است از گوناگونی اقوام و گویشها، آداب و رسوم و آب و هوا، موسیقی بسیار غنی دارد که از اصالتی بی شبهه برخوردار است. از نگاه محققان موسیقی سرزمین ایران که از گوشه و کنارش مظاهر تمدنی بس درخشان همواره نمایان است؛ دارای موسیقی است که در ذات ، روحانی و عرفانی است؛ به ویژه موسیقی فولکلور ایران (در ادامه به بررسی این نوع خواهیم پرداخت.) که در دامنه ی کوه ها و دشتها و کناره های دریا یا نقاط خشک کویری پدید آمده است.


موسیقی ملی:


در میان ملل مختلف چگونگی بیان احساسات و عواطف متفاوت است ودر موسیقی نیزکه مانند شعر، زبان عاطفه و احساس انسان است؛ این تفاوت به چشم می خورد. از آنجا که موسیقی با مذهب، رقص و نمایش ارتباط بسیار نزدیک دارد؛ یکی از عوامل تشکیل دهنده ملیت است که به چنین موسیقی، موسیقی ملی هر قوم گوییم.
موسیقی ملی ایران، مجموعه ای است از نواها و آهنگهایی که در طول قرنها در این سرزمین به وجود آمده و پا به پای سایر مظاهر زندگی مردم ما تحول و تکامل یافته است.
ظرافت و حالت تعمق ویژه ی موسیقی ما، انسان را به تفکر و رسیدن به جهانی غیرمادی رهنمون می گرداند.
موسیقی عارفانه و ارزشمند ملی ایران که روان انسان را از آلودگیها می پالاید، همواره در رگهای مردم سرزمین ما جوشش داشته، با آن به دنیا آمده اند و تا لحظۀ رفتن از دنیا با آن زندگی می کنند و هرگز نمیتوان جدا، فراموش یا طردش کرد.
موسیقی ملی که مبنا و سابقه ای بسیار کهن دارد، شامل شاخه های مختلفی از موسیقی به شرح زیر است:


1- موسیقی قومی یا محلی (فولکلوریک) و یا به تعبیر دیگر عامیانه.
2- موسیقی سنتی، شامل ردیف و دستگاهها .
3- موسیقی آئینی، زورخانه، نقاره خانه، تعزیه.
4- موسیقی رزمی.
5- موسیقی جشن و شادی.
این شاخه ها مجموعاً موسیقی ملی ایران را تشکیل داده ، از زمانهای بسیار قدیم در کشور ما به اشکال گوناگون وجود داشته اند.
در دورۀ معاصر این تقسیم بندی به شرح زیر آمده است:


1- موسیقی سنتی و اصیل (در مورد موسیقی کلمۀ اصیل را می توان به معنای اصل دار، ریشه دار، خالص، صاحب نسب، محکم و استوار در نظر گرفت. کلمۀ سنتی در مورد موسیقی به معنی رسمی، دقیق و معتبر و عمومی که از دیرگاه باقی مانده است).
2- موسیقی محلی.
3- موسیقی سازی.
4- موسیقی آوازی.
5- موسیقی نوین ایران.
6- موسیقی آئینی
که در اینجا به بررسی سه مورد اول می پردازیم:


1) تعریف موسیقی سنتی و اصیل:


یکی از مشخص ترین قسمتهای موسیقی ایران، موسیقی سنتی ماست که آن را موسیقی اصیل نیز می نامیم و مطابق سنت و قواعد قدیمی و بر اساس ردیف موسیقی ایران، قرار گرفته است که ریشه ای بسیار کهن داشته و سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده است. از دیرباز در روش موسیقی ایران ، نواها برحسب دوره تقسیم شده اند که ایرانیان به هر یک از آنها در قدیم دور یا مقام و امروزه دستگاه می گویند. هر دستگاهی ویژگیهایی خاص خود را دارد و به نوع احساسات رزمی یا حزن انگیز و یا شادی آفرین بستگی خواهد داشت.
تعریف دستگاه و آواز در موسیقی سنتی امروز ایران:
طبق روش طبقه بندی جدید در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پیش برقرار شده آواز و موسیقی سنتی ایرانی را در دوازده مجموعه قرار داده اند. از دوازده مجموعه تقسیم بندی شده، هفت مجموعۀ آن را که وسعت و استقلال بیشتری داشته اند ، دستگاه نامیده اند و پنج مجموعه دیگر را که مستقل نبوده و از دستگاههای مزبور مشتق شده اند (البته با خصوصیات کاملاً متفاوت از یکدیگر) آواز نامیده اند.
بنابراین موسیقی سنتی امروز ایران، که باقی ماندۀ مقامات دوازده گانۀ قدیم است قبلاً مفصل تر بوده و امروز جزئی از آن در دسترس است. هر چند، بر اثر نقل و انتقال شفاهی به تدریج خلاصه تر شده و حتی بعضی از قسمتها در طی سالها به کلی فراموش شده است.
بر هفت دستگاه اصلی و پنج آواز، تعدادی گوشه (در هر دستگاه و آواز گوشه های فراوان مختلفی به کار میرود که جزء کوچکی است که به تنهایی استقلال ندارد اما هر گوشه به آهنگ خاصی نواخته می شود و نوازنده یا خواننده روی این گوشه ها با رعایت حدود آن بداهه نوازی و بداهه خوانی می کند.)
استوار و الگوی نوازندگان و خوانندگان امروزی است.
شمار این گوشه ها را 228 ذکر کرده اند، ردیفهای مختلف و مشهور استادان موسیقی سنتی صدسالۀ اخیر مانند آقا حسینقلی، میرزا عبدالله، درویش خان و صبا نیز از همین نظم پیروی می کند.
اسامی دستگاهها و آوازها در موسیقی سنتی ایران:
نام هفت دستگاه اصلی عبارت است از شور، ماهور، همایون، سه گاه، چهارگاه، نوا و راست پنجگاه. نام پنج آواز بدین شرح است: اصفهان، ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی.


اجزای دستگاه و آواز:


برای اجرای یک دستگاه یا یک آواز ترتیبی را باید رعایت کرد که معمولاً این چنین است:

درآمد، آواز، تصنیف و رنگ که د رزمان مرحوم درویش خان و به ابتکار وی پیش درآمد و چهار مضراب نیز به این سلسله مراتب اضافه شده است.


تعریف ردیف:


کلمۀ ردیف در موسیقی سنتی ایران به طور کلی به ترتیب قرار گرفتن نغمه های گوناگون دستگاهها و آوازها که غالباً حالت مدگردی (مدولاسیون) دارند گفته می شود، به بیان دیگر ردیف، ملودیهای معین شده در هر دستگاه است.

ردیف : ملودیها و آهنگهایی به طور ثابت است که مبین گوشه های این دستگاهها می باشد و بیشتر ساخته و تنظیم شده برای تدریس است.
ترتیب اجرای نغمه های ردیف بنا به ذوق و سلیقۀ هر استاد شکلی خاص دارد. بنابراین استادان بزرگ موسیقی از سدۀ گذشته برای تنظیم و ترکیب گوشه ها در دستگاهها و آوازها طبقه بندی خاص خود را به کار می بردند که آن را ردیف می نامیدند. این طبقه بندی هر چند متکی به اصولی بود ولی تا حد زیادی به ذوق و سلیقه استاد بستگی داشت. از میان اینگونه طبقه بندیها ردیف آقا حسینقلی، میرزا عبدالله،
درویش خان، ابوالحسن صبا و موسی معروفی از امتیاز بیشتری برخوردارند.
تقسیم بندی ردیف موسیقی ایران به شکل امروزی از یادگارهای خاندان موسیقیدان دورۀ قاجاریه به نام فراهانی است که تقریباً مورد قبول عموم متخصصین فن است. ردیف قدما به نام کتاب ردیف موسیقی ایران به کوشش استاد ارجمند مرحوم موسی معروفی جمع آوری و به وسیلۀ وزارت فرهنگ و هنر وقت چاپ شده است که منبع آن ردیف میرزا عبدالله، آقا حسینقلی و دیگر هنرمندان موسیقی سنتی بوده است.
آموختن ردیف موسیقی ایران جزء اصول اولیه آموزش موسیقی سنتی ماست. اما نه برای اجرای عین به عین، بلکه برای فرا گرفتن اصول موسیقی ایرانی به کار می آمده و با داشتن این زمینۀ اصلی است که میتوان در موسیقی ایرانی بداهه نوازی، بداهه خوانی و آهنگسازی کرد.


2) موسیقی بومی (فولکلوریک) یا محلی:


بنابر تقسیم بندیی که برای موسیقی هر ملتی به عمل آمده، بیشتر صاحب نظران در این رشته، این دو نوع موسیقی را از هم متمایز ساخته اند. موسیقی هنری یا علمی که دارای قواعد مشخص و اصول مسلمی است. سازنده و اجراکننده از قواعدی خاص پیروی می کنند. اما موسیقی محلی نغمه هایی است که مردم برای بیان احساسات خود ساخته و پرداخته، و همواره با شعر همراه بوده و در یک قالب جا دارند و این کهن ترین نوع آواز است. ارزش مهم ترانه های محلی جنبۀ ملی آنهاست.

تعریف فولکلور:


کلمۀ انگلیسی FOLKLORE از دو کلمۀ LORE به معنای علم و FOLK به معنای ملت تشکیل شده و در فرهنگ لغت به معنای مجموعه عقاید و افسانه ها و آداب و رسوم و ترانه های محلی آمده است که نمونه ای از خواسته ها و نیازهای آن ملت می باشد.
مفهوم کلی این لغت عبارت است از علوم سنتی آداب و اخلاق و هنرهای ملی یک ملت یا قوم، بنا به تعریفی دیگر فولکلور به آن قسمت از فرهنگ که مربوط به هنر و زندگی تودۀ مردم است گفته می شود، که در این زمینه ترانه های عامیانه و روستایی، رقصهای محلی و ملی و موسیقی دست نخوردۀ ملل را میتوان یافت.
یکی از برجسته ترین قسمتهای فولکلور مربوط به موسیقی است که با تاریخ زبان، ادب و مذهب ملت پیوستگی دارد، خاصه که رقص و آواز و مراسم دینی در مراحل نخست موسیقی هر ملتی جا گرفته است. این نوع موسیقی، راه را برای پدید آمدن موسیقی علمی هموار می سازد.


ترانه های فولکلوریک ایران:


مرحوم روح الله خالقی، در این باره چنین می گوید:
"یکی از منابع ذی قیمت موسیقی هر کشور آهنگها و ترانه هایی است که در نقاط مختلف آن مملکت خاصه در دهات و قصبات دور از شهر به وسیلۀ مردم بومی و روستایی خوانده می شود و چون این نوع موسیقی کمتر تحت تأثیر افکار مردم شهرنشین واقع شده، طبیعی تر و به موسیقی حقیقی و اصیل و قدیمی آن کشور نزدیکتر است، جمع آوری آنها علاوه بر اینکه باعث حفظ و نگهداری آنهاست کمکی هم به تحقیق دربارۀ مختصات آن مملکت می کند، و چگونگی و کیفیت آن را معلوم می نماید."
چون در ایران اقوام مختلفی ساکنند که از نظر فرهنگ قومی تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند، بنابراین موسیقی فولکلوریک ایران دارای خصوصیات بسیار متنوعی از نظر طرز بیان و لحن موسیقی است. مثلاً در موسیقی آذربایجانی، گیلانی، خراسانی، ترکمنی، کردی، شیرازی و بلوچ نه تنها در ملودیها، بلکه در گویش نیز با یکدیگر بسیار متفاوتند. از نظر فرم موسیقی می توان از دو نوع موسیقی بومی در ایران نام برد:


1.ترانه های بومی آوازی که به صورت انفرادی یا دسته جمعی خوانده می شود.
2. رقصهای محلی سازی که با سازهای محلی به اجراء درمی آید.


ترانه های محلی ایرانی از نظر ملودی ، بسیار غنی و پرمایه هستند که از این نظر یکی از غنی ترین، زیباترین و متنوع ترین ترانه های فولکلوریک دنیا هستند، این ترانه ها که نشانۀ طرز فکر و تمدن و فرهنگ کشور ما هستند، سینه به سینه نقل شده و از نسلی به نسل دیگر می رسد و آئینۀ تمام نمای افکار و اندیشه های
مردمی اند که خود خالق و آفرینندۀ آن به شمار می روند. این ترانه ها از وضع اجتماع، طرز فکر و نوع زندگی آنها سرچشمه و الهام گرفته اند و با گویشها و لهجه های مختلف و وسیعی که در سرزمین ایران وجود دارد، از غنی ترین منابع فرهنگی ما به شمار می آیند. این ترانه ها نمایانندۀ ملت و گذشتۀ ما هستند و می توانند برای موسیقیدانان ما در پدید آوردن آثار موسیقی علمی، الهام بخش باشند.
چگونگی استفاده و اشاعۀ ترانه های محلی:
موسیقی محلی که بیشتر مردم به راحتی آن را می فهمند، بسیار کند و به سختی رنگ عوض می کند و بیگمان بازتابی واقعی از ارزشهای بنیانی فرهنگی است که به آن تعلق دارد. به عبارت دیگر، پایۀ موسیقی هر کشور، فولکلور و ترانه های محلیش است. در ایران نیز موسیقی محلی یکی از پایه ها و اساس موسیقی ملی ما محسوب می شود. باید این نغمه ها را که بهترین یادگار موسیقی ملت ماست، از گزند حفظ کرد و از آنها به عنوان درونمایۀ اصلی برای به وجود آوردن موسیقی هنری و علمی استفاده کرد. با برداشتی از این ملودیهای بومی، می توان نوآوریهایی در زمینۀ موسیقی ملی ایران خلق کرد که علاوه بر دارا بودن ویژگیها و روحیات موسیقی ملی ایرانی، قابل عرضه و برابری با هنر امروز دنیا و معرف فرهنگ ایران در جهان باشد.
برای موفقیت در این امر، دو نکتۀ مهم را باید در نظر گرفت. مورد اول جمع آوری این نغمه ها برای حفظ و مایه گرفتن از آنهاست که هم در زمان حاضر قابل استفاده بوده و هم به عنوان گنجینه ای برای هنرمندان آیندۀ این کشور می ماند، بنابراین باید ابتدا این نغمه ها را ضبط و سپس به وسیلۀ افراد متخصص، آنها را
نت نویسی کرد.
دوم، چگونگی استفاده از این ملودیها به عنوان محتوا و پایۀ اصلی موسیقی هنری است، که خود موردی است بسیار دقیق، و لازمۀ این کار تکنیک هنری و سواد و تخصص کافی در این فن است. بنابراین باید ابتدا به پرورش و آموزش هنرمندان متخصص پرداخت که وقتی درونمایه های اصلی خود را از فولکلور ایران انتخاب کردند، بتوانند به کمک تکنیک هنری و علم موسیقی آنها را به صورت آثار هنری بزرگی که رنگ و بوی ملی خود را حفظ کرده باشد درآورند. فولکلور درحقیقت آئینۀ روح و معرف صفات و تمایلات هر ملتی است، پس در حفظ اصالت آنها باید کوشا و دقیق بود.


3) موسیقی سازی:


در موسیقی ایرانی، از زمانهای بسیار قدیم ساز و آواز همراه بوده است و در کتب تاریخی نیز هرگاه به موسیقی اشاره شده بیشتر نام الحان و ترانه ها برجای مانده، ولی شکی نیست که موسیقی سازی نیز دارای اهمیت بوده است.
حدود صد سال قبل به تدریج موسیقی سازی، جدا از همراهی با آواز برای خود راهی مشخص را در پیش گرفت، و در این رشته نوازندگان و آهنگسازانی به وجود آمده اند و نوآوریهایی انجام دادند. ولی به طور کلی موسیقی سازی ایرانی دارای دو بخش اساسی است:


الف. تکنوازی که بر پایۀ موسیقی سنتی و بداهه نوازی قرار دارد.
ب. همنوازی که بر پایۀ کارهای جمعی اعم از گروههای کوچک یا بزرگ یک صدایی و یا چند صدایی استوار است.


تکنوازی:


تکنوازی در موسیقی مشرق زمین از اعتبار و اهمیت فراوانی برخوردار است، که به تعبیری می توان آن را مربوط به فلسفه و عرفان شرق و ایجاد ارتباط معنوی با عالم لایتناهی دانست. نوازندۀ شرقی با ساز و موسیقی خود به نوعی به عبادت در کنج خلوت و تنهایی خود می پردازد.
صرفنظر از این دیدگاه، نحوۀ تکنوازی در موسیقی ایرانی شامل آفرینش و خلاقیتی است که خود ناشی از بداهه نوازی یعنی ویژگی موسیقی ملی است و تفاوتهای اساسی با تکنوازی در موسیقی غربی (سلو) دارد. بدین معنی که تکنواز غربی فردی است با توانایی و مهارت و تخصص فراوان در نواختن ساز به خصوصی که منتقل کننده و اجرای اثری از خود و یا آهنگساز متخصص دیگر است. (البته نباید برداشت و نوع بیان شخصی بسیار محدودی که مربوط و منحصر به نحوۀ اجرا، و حالات درونی قطعه است را از نظر دور داشت.) ولی تکنواز ایرانی، بداهه پرداز و خلاق است و احساساتش را آزادانه از طریق انگشتان خود بر روی ساز ارائه می دارد ولی در قالب از پیش آموخته و مشخص شده و بسیار وسیع موسیقی سنتی، ردیف و دستگاهها ، تحت تأثیر عوامل مکانی و زمانی ، هر بار به نوعی متفاوت از بار قبل عرضه می کند، و مانند تکنواز خارجی محدودیت فرم و قالب ظاهری معینی را ندارد. به همین علت هر بار کارش با پیش متفاوت است. و نیز اگر دو تکنواز موسیقی سنتی ما گوشۀ واحدی را از ردیفی بنوازند، هر کدام دارای تفاوتهای بسیاری نه در چارچوب اصلی ، بلکه در نوع بیان شخصی اند. این خود مهمترین ویژگی موسیقی ملی ایران است. تکنواز سنتی بنابر موقعیت زمان و مکان می تواند به میل خود نواختن را طولانی یا کوتاه نماید . این چیزی است که در تکنوازی موسیقی غربی امکانپذیر نیست. با توجه به اهمیت تکنوازی و بداهه نوازی، در زمینۀ موسیقی سنتی ایران، این شیوۀ حفظ سنت موسیقی ایرانی را باید ابتدا با آموختن اصول ردیف و دستگاههای موسیقی سنتی از روی نت به شاگردان و ایجاد مهارت کافی در ضمن نوازندگی، و سپس از طریق شفاهی و گوشی یعنی اجرای استاد و شاگرد به جهت درک و شناخت بیشتر ظرایف و ریزه کاریهای موسیقی سنتی حفظ کرد و اشاعه داد.


همنوازی:


از دورۀ ناصرالدین شاه قاجار ، کار گروه نوازی چه در زمینۀ موسیقی و سازهای سنتی و چه با رعایت اصول و قواعد موسیقی ارکستر غربی که به وسیلۀ مسیولومر در قالب موسیقی نظام و سازهای غربی به ایران آورده شد بیشتر معمول گردید.
از اوایل مشروطیت انجمن اخوت به مناسبتهای خاص کنسرتهایی برپا می کرد که در آن همنوازی به صورت ارکستری نیز انجام می شد.
بعدها کم کم کار گروهی رونق بیشتری گرفت، و با اضافه شدن سازهای غربی به جمع سازهای ایرانی و اجرای قطعات ایرانی بر روی آنها با فرم تازه معمول شد. در کنسرتهایی که به وسیلۀ مدرسۀ موسیقی وزیری اجرا می شد، همنوازی را جزو برنامه های خود قرار می دادند. البته این آغاز کار ارکستر بود و به تدریج با استفاده از اصول آهنگسازی و هارمونی غربی و تطبیق آن با موسیقی ایرانی، نوآوریهایی در این زمینه انجام گردید که از ارزش هنری بسیاری برخوردار است. درنتیجه همنوازی چه به صورت کار گروهی سنتی و سازهای ملی و چه به صورت ارکسترهای موسیقی ملی به روشی جدید و همکاری سازهای غربی، امروزه فرم تثبیت شده ای در ارائۀ موسیقی ملی ماست.


گردآوری و نگارش: شهرزاد شاه کرمی
ویرایش : حمیدرضا آزاده فر
منبع: کتاب چهره های موسیقی ایران جلد 1 (نوشته: شاپور بهروزی)

 

هنرمند مشهور موسیقی جز آمریکا درگذشت :

 

«هوریس سیلور»، آهنگساز و پیانیست مشهور آمریکایی در سن ۸۵ سالگی درگذشت.هوریس سیلور
به گزارش مجله موسیقی ملودی به نقل از ایسنا «هوریس سیلور» از پیشگامان سبک جاز موزون در سن ۸۵ سالگی در آمریکا بدرود حیات گفت.
سیلور حرفه‌ی موسیقی را با نواختن ساکسیفون در کانکتیکات آغاز کرد، اما در دهه‌ی ۱۹۵۰ راهی نیویورک شد و سازش را به پیانو تغییر داد. بسیاری از آهنگ‌های او تبدیل به نمونه‌ی کاملی در موسیقی جاز آمریکا شدند که «خواهر سدی» و «کشیش» از آن جمله هستند.
به گزارش بی.بی.سی‌، به دلیل پیشینه خانوادگی، سبک سیلور تحت تاثیر موسیقی فولکلور پرتغالی بود. در ابتدای کار از پدرش که ویلن‌، گیتار و ماندولین می‌نواخت تاثیر می‌گرفت.
اولین آلبوم این چهره‌ی برجسته‌ی موسیقی جاز در راستای گسترش سبک «Hard Bop» منتشر شد. «لستر یانگ‌»، «مایلز دیویس» و «آرت بلکی» از جمله بزرگان موسیقی جازی هستند که سیلور با آن‌ها همکاری داشت.
او ۲۸ سال از فعالیت حرفه‌ای‌اش را در گروه «BLUE NOTE» سپری کرد. پیانونوازی سیلور از جمله نقاط درخشان کارنامه‌ی حرفه‌ای اوست.

سال روزدرگذشت استاد کلنل علی نقی وزیری :

17 شهریور ماه به سال 1358 درگذشت کلنل علی نقی وزیری :


کاسه ی تار را همچون طفل در آغوش می گیرد؛ پیشانی اش بر روی آن خم می شود؛ سر انگشتان او بر روی دسته ی تار، یکی پس از دیگری می خرامند و مضرابش بر روی سیم های تار، حکایتی از آب و صخره، باد و برگ می خواند.
پایه گذار موسیقی نوین ایران و رئیس انجمن موسیقی ملی – کلنل علینقی وزیری افسر قزاق در سال 1266 (به گفته برخی منابع 17 مهرماه 1266) دیده به جهان گشود.
4 ساله بود که همراه پدرش موسی خان میر پنج فرمانده قشون استرآباد به این ناحیه رفت و ضمن فراگرفتن حرفه ی نظامی گری، شیپورچی قابلی شد.وزیری
در 15 سالگی نزد دایی خود، حسینقلی خان (میرزا حسین قلی) به فرا گرفتن تار پرداخت و سپس به توصیه او نواختن ویلن را آغاز کرد.
پس از بازگشت به تهران موسیقی نوشتاری (نت نویسی) را نزد یاور آقاخان سرپرست موزیک نظام، فرا گرفت، و در مدرسه ی سن لویی با کشیشی که به موسیقی اروپایی تسلط کامل داشت، آشنا شد، و بسیاری از اصول موسیقی غربی را از او فرا گرفت.
وزیری پس از آشنایی با موسیقی ایرانی و تبحر در نواختن تار، به همراه یکی از دوستانش (صمصام الملک بیات) راهی اروپا شد و سه سال در پاریس و دو سال در برلین علم هماهنگی (هارمونی) و اصول دیگر موسیقی غرب را آموخت. او در بازگشت به ایران مدرسه عالی موسیقی را در سال 1302 و کلوپ موزیکال را یک سال پس از آن دایر کرد.
کلنل، اولین پایه گذار موسیقی نوین ایران پس از انقلاب مشروطه و نخستین کسی است که برای اولین بار ردیف میرزا عبدالله و آقای حسینقلی را نوشته است. او نشان داد که تار، قدرت بیانی وسیع و امکانات تکنیکی فراوان دارد .در صفحاتی که از او به جای مانده مانند: بندباز، دخترک ژولیده، حاضرباش و ردیفهای عالی ثابت کرد که تار، قابلیت اجرایی چند صدایی داشته و قدرتی در حد گیتار دارد. او با حفظ تمامی خصوصیات موسیقی ایرانی، قطعاتی ساخت که بر خلاف گذشته چند صدایی بودند.
از جمله قطعات چند صدایی که وزیری برای آواز و ارکستر نوشت و هنوز نیز در نوع خود نمونه اند ؛می توان از نیمه شب ( تحت تأثیر غزلی از حافظ )دل تنگ، دخترناکام، دو عاشق، گرایلی، خریدار تو و شکایت من نام برد.
کلنل علینقی وزیری بعد از مرحوم آژنگ و چند تن دیگر، با حفظ تمام اصول و قواعد موسیقی ایرانی، دو تئاتر موزیکال به نام های قالیچه ی کرمان و رویای حافظ و دو پانتومیم به نام های" دزد بوسه و لاسیها" و "اپرت گلرخ و شوهر بدگمان" را نوشت که از لحاظ چند صدایی و مدلاسیون (به تغییر مقام و یا تغییر مایه گویند) تحولی در موسیقی ما به حساب می آیند او در ساختن و پرداختن مارشهای (موزیک رژه) ملی و میهنی زحمات زیادی کشید و قطعاتی مانند ای وطن ، خاک ایران و مارش ظفر را ساخت.
به عقیده ی کلنل وزیری: "موسیقی ایرانی بسیار وسیع و غنی است و بالقوه از غنای بسیار برخوردار است. لیکن در آن،کار کم شده است.باید پژوهش کرد و آفرید و بالفعل نیز از عناصر و مصالح موجود، کاخ های رفیع برپا نمود".
گرچه نام کلنل علینقی وزیری با تاریخ موسیقی ایران درهم آمیخته، اما در آینه ی ادب نیز، شخصیت و هنر والای او انعکاس یافته است. بسیاری از شاعران و نویسندگان زمان، به زخمه ی جادویی تارش دل بسته اند و با شور و شیفتگی از پنجه ی سحرآمیزش سخن گفته اند. چنانچه ایرج میرزا که خود از ستایش گران هنر او بود در منظومه ی زهره و منوچهر از او یاد کرده است.
بسیاری از بزرگان تاریخ موسیقی ایران همچون زنده یادان: ابولحسن صبا ، روح الله خالقی، موسی خان معروفی، فروتن راد و جواد معروفی از شاگردان مکتب او بوده اند.


سرانجام این استاد بزرگ در سال 1358 و در سن نود و دو سالگی دیده از جهان فرو بست.


روانش شاد...

 

به همین بهانه، قطعه یدخترک ژولیده را، با نوای دو نوازی تار  آرش مشتاقی و کیانوش عشیق می شنویم...

دریافت فایل

 


نویسنده: شهرزاد شاه کرمی
منبع: کتاب چهره هایی از پیشروان هنر و ادبیات معاصر ایران

 

مصاحبه با مدرس تار : آقای آرش مشتاقی

 

 دریافت متن مصاحبه ی روزنامه ی همشهری با آرش مشتاقی:

 

کلیک کنید...

 

 

نقدی بر مقوله پاپ در موسیقی امروز ایران :

هر اثر موسیقی، صرف نظر از سبک و ژانر، دارای ساختار منحصر به خود است. جهت سنجیدن این ساختار، معیارهایی وجود دارد که مساله خوب بودن و یا نبودن اثر را از سلیقه مخاطب جدا می کند. اگرچه این موضوع در موسیقی پاپ،همانطور که از اسمش پیداست، کاملا سلیقه محور بوده و آثار موسیقی در این حوزه بر اساس اقبال عمومی مورد سنجش واقع می شوند.اما نکته ای که از دید پنهان می ماند سطح ادراک جامعه و مخاطبان عام از موسیقی است که خود همانند یک فیدبک دوباره به حوزه تولید اثر بازگشته و اگر انتظار عمومی از تولیدکنندگان موسیقی در سطح بالایی قرار گیرد آثار تولیدی از کیفیت بالاتری بهره خواهند برد و بالطبع آثار بهتر سلیقه جامعه را ارتقا می بخشد و این دو مقوله به طور مداوم در حال اثرگذاری روی یکدیگرهستند.


موسیقی پاپ در جامعه امروز ایران تفاوتی آشکار با سال های ابتدایی شکل گیری این سبک در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ و همچنین موسیقی روز دنیا دارد و این تفاوت ،صرف نظر از گذشت زمان و تغییر نیازهای جامعه که دلایل بسیار قابل تاملی می باشند، در ساختار کلی آثار است. برای بررسی دقیق تر این تفاوت ها لازم است نگاهی دقیق تر و در عین حال اجمالی به اجزای یک اثر پاپ بیندازیم:

 


۱- ملودی اصلی: اولین پدیده ای که در یک اثر پاپ به چشم می آید ملودی حاکم بر آن است که برجسته تر از سایر اجزای همراهی کننده کاملا خودنمایی م کند.این مساله تا حدی در اقبال یک اثر تاثیر دارد که اخیرا در معرفی آثار پاپ دیده می شود که کلمه آهنگساز به کلمه “ملودی” تبدیل شده است!pop music


۲- صدای خواننده: دومین پدیده ای که از دیدگاه عموم در یک قطعه خودنمایی می کند صدای خواننده و یا به اصطلاح وکال است که البته امری مهم در موسیقی پاپ محسوب می شود زیرا این ژانر از موزیک اصولا وکال محور است.بالاخص در موزیک پاپ ایرانی که ملودی های وکال عمدتا برگرفته از موسیقی سنتی و محلی است و انتظار عموم از خواننده کسی ست که بتواند گوشه ها و دستگاه های ایرانی را خوب بخواند،در یک قطعه حتما خواننده از اوج توانایی خود در خواندن استفاده کند و به اصطلاح صدای گرمی داشته باشد!


۳- ترانه: پدیده ای ادبی در حوزه موسیقی، اصولا ترانه به شدت روی شنونده موزیک پاپ تاثیرگذار است اگرچه هیچ ارتباط مستقیمی با علم موسیقی ندارد و نهایتا می تواند به شناساندن یک اثر از لحاظ محتوا و فضای ذهنی خالق اثر کمک کند و هیچگونه کمکی از لحاظ ساختاری به موسیقی نمی کند مگر نهایتا از لحاظ هجا و وزن روی ریتم کلی اثر تاثیرگذار باشد.


۴- تنظیم: تنظیم یا آراژمان،یا در واقع هارمونی کلی اثر امری نسبتا ناشناخته برای مخاطب عام است چرا که در جوامعی مانند جامعه کنونی ما که موسیقی مقوله ای نوپا و ناآشنا برای عموم است اصولا هضم کامل هارمونی و ریتم توسط شنونده، کاری آسان به نظر نمی رسد .


۵- کیفیت صوتی: آنچه در استودیو اتفاق می افتد اعم از مقوله ضبط،میکس و مسترینگ منجر به کیفیت صوتی و یا به اصطلاح صدا دهی اثر می‌شود.

عناوینی که در بالا به آن ها اشاره شد جزو اجزای اصلی و برجسته آثار پاپ می باشند. اما سوال اینجاست که در وضعیت کنونی موسیقی در جامعه ما، به مسائل عنوان شده بالا از طرف تولیدکنندگان و شنوندگان آثار، در چه سطحی و با چه حساسیتی توجه می شود.اگر بخواهیم کوتاه و اجمالی وضعیت فعلی موزیک پاپ ایران را مورد بررسی قرار دهیم می توانیم به ضعف ۴ عنوان اول و وضعیت نسبتا بهتر کیفیت صوتی اشاره کرد که متاسفانه به علت عدم بهره بردن درصد بیشتری از مردم جامعه از ابزار صوتی مناسب و استاندارد، عملا بخش اعظمی از جامعه تفاوت چندانی بین کیفیت استاندارد و غیر استاندارد صوتی قائل نبوده و تمایل چندانی به خرید سی دی های اوریجینال علی رغم قیمت بسیار ناچیز(کمتر از یک بسته سیگار!) نشان نداده و موزیک بدون شناسنامه کپی شده و MP3 بی کیفیت و بعضاً فله ای(!) را که حتی نام صاحب اثر در آن مشخص نیست، ترجیح می دهند.


حال به ۴ عنوان دیگر غیر از گزینه کیفیت صوتی می پردازیم.از ضعف های آشکار جریان موزیک پاپ فعلی کشور،ضعف ملودی اصلی است. این ضعف منجر به تاریخ مصرفی شدن موزیک و ظهور و ناپدید شدن پدیده های موسیقی یکی پس از دیگری، می شود. پدیده هایی که به واسطه امری غیر موسیقایی – از جمله موزیک ویدئو های مجلل و پرهزینه، سبک ظاهر و یا لباس خاص و… – به معروفیت رسیده و به همان سرعت به دست فراموشی سپرده می شوند. این ضعف همچنین در تنظیم و تکنیک های وکال نیز کاملاً مشهود است. از نکات بارز این ضعف ها می توان به کنسرت های ضعیف که تنظیم ارکستر زنده شباهتی به ورژن آلبومی نداشته و خواننده که به طور مکرر فالش می خواند اشاره کرد.


آنچه که در این شرایط مفیدترین و کوتاهترین راه حل برای طرفین مرتبط با موضوع،اعم از تولید کننده و شنونده، به نظر می رسد پرداختن بیشتر و دقیق تر به آثار برتر موزیک دنیا در تمامی سبک ها و نه فقط سبک پاپ است. چرا که برای خلق کردن ملودی هایی اگرچه ساده ولی ماندگار مانند آنچه در موسیقی ونجلیس، کیتارو و بسیاری از آثار تولید شده در دنیا می شنویم نیاز به تربیت شنیداری و تمرکز بر روی موسیقی داریم. تمرکزی که این روزها بیشتر بر روی تیپ و ظاهر خوانندگان، تبلیغات، ساخت موزیک ویدئو، طراحی سایت و صفحه فیسبوک، عکس های سینمایی و… قرار گرفته تا پدیده موسیقی.

 

نویسنده: میلاد باقری

منبع : مجله موسیقی ملودی

سال روزدرگذشت استاد حسین طاهرزاده

 

12 شهریور ماه به سال 1334 سال روز درگذشت استاد سید حسین طاهرزاده (متولد 1261) :سید حسین طاهرزاده

 

نزد استاد زمان خود سیدعبدالرحیم اصفهانی مشق آواز کرد. او از سرآمدان آواز و دارای سبکی منحصر به فرد در این هنر است. بسیاری از هنرمندان پرآوازه پس از طاهرزاده از شیوه خواندن او آموخته اند که قمرالملوک وزیری، ادیب خوانساری و محمدرضا شجریان از آن جمله اند. یک سری صفحه های گرامافون با صدای او همراه با تار درویش خان، کمانچه باقرخان، پیانوی مشیر همایون شهردار، تمبک رضا قلی خان و فلوت اکبرخان و یک دوره نوارهای خصوصی همراه تار و سه تار نور علی برومند؛از طاهر زاده به یادگار مانده است. 

 

 

 

جای خالی ویلن و پیانو !

نهم تیرماه هشتاد و چهارمین زادروز تولد زنده یاد استاد همایون خرم، ۲۹ تیر سالروز درگذشت زنده یاد استاد رضا محجوبی، همین دو روز قبل یعنی ۱۴ مرداد سالروز تولد زنده یاد استاد اسدالله ملک و ۲۶ مرداد سالروز درگذشت زنده یاد علی محمدخادم میثاق است. نوازنده چیره دست ویولن، رهبر ارکستر یا آهنگسازان توانایی که ملودی‌هایشان نه تنها در دوره‌شان در کمترین زمان ممکن شهره آفاق و بر زبان پیر و جوان و عام و خاص جاری می‌شد که هنوز و همیشه ماندگار است و حتی جوان‌های نسل حاضر هم آن‌ها را زمزمه می‌کنند. 

در سال‌های اخیر و به خصوص بعد از چیره شدن سبک و سلیقه موزیسین‌های دوره بازگشت بر موسیقی ایران، ساز غالب تار ، سه تار و بعضا سنتور شد و ویلن کم کم از موسیقی اصیل ایرانی خارج شد؛ در حالی که قبل از این دوره، هم شهناز و شریف با تار به بهترین شکل در اوج تاثیرگذاری بر موسیقی بودند و هم تجویدی ، خرم ، یاحقی ، بدیعی و ملک با ویلن و استاد فرامرز پایور با سنتور و استادان دیگر با ساز‌هایشان که همگی با اوج احساس به تولید زیبا‌ترین نغمات مشغول بودند، اما از قبل از نیمه دهه پنجاه و با آغاز استیلای جنبش تاثیرگذار بازگشت در مرکز حفظ و اشاعه و به دلایل فنی و جامعه‌شناسی و بعد به حاشیه رفتن موزیسین‌های نامدار قبل از انقلاب و خلاصه شدن موسیقی در چند نام و جریان خاص، کم کم ویلن از موسیقی ایرانی کنار رفت یا به حاشیه رانده شد. نتیجه این اتفاق تقریبا مشخص بود و همانطوری که انتظار می‌رفت دیگر ملودی‌ها به ندرت شیرین و به یادماندنی می‌شدند و آن اندک ملودی‌های موثر هم محصول نبوغ چند نابغه جوان آن سال‌های موسیقی بود. پس از آن بسیار گفته شد که آهنگ‌ها آنقدر‌ها به یاد ماندنی نیستند و مردم کوچه و بازار موسیقی اصیل ایرانی را زمزمه نمی‌کنند و موسیقی مصرفی بازار را از موسیقی اصیل گرفت در حالی که در گذشته‌ای نه چندان دور، علاوه بر خواص، بسیار از مردم عادی کوچه و بازار هم مشتری پروپا قرص موسیقی اصیل ایرانی بودند.

پیدا کردن دلایل این مسئله به یک مجال فراخ نیاز دارد و بررسی همه جانبه، اما شاید کم شدن حضور ویلن در موسیقی ایرانی یکی از دلایل آن باشد. ویلن یک ساز کششی ست و نزدیک‌ترین صدا به صدای انسان را دارد در حالی که سازهای مضرابی ضمن داشتن همه ظرافت‌ها و زیبایی‌ها، کمتر از ویلن دارای این خاصیتند. نوازندگان چیره دست ویلن آنقدر با ظرافت آرشه را بر ساز به رقص در می‌آورند که گویی ساز جان گرفته و با مخاطبش حرف می‌زند. البته کمانچه هم از جنس و شبیه ویلن است و این توانایی و دلنشینی را دارد. اما متاسفانه این ساز هم کمتر در موسیقی ایرانی جایگاه محکم و موثری دارد که همه این‌ها باعث خالی بودن موسیقی ما از کشش‌های سازهای کششی ست.

به این موضوع جهانی‌تر بودن ساز ویلن را هم بیافزایید که می‌تواند باعث حضور ویژه‌تر موسیقی ما در عرصه‌های جهانی باشد.

ویلن یکی از سازهای اصلی و اساسی همه ارکسترهای بزرگ و مجلسی و کوچک جهان است و حضورش در ارکستر می‌تواند رنگ و بوی خاصی به آن بدهد .ضمن آنکه به مدد استاد صبا و شاگردانی که تربیت کرد، این ساز غربی متد و رنگ وبوی ایرانی ویژه‌ای پیدا کرد و در ساز یاحقی، تجویدی، خرم، ملک و شاگردانشان، حس ناب موسیقی ایرانی در جانتان می‌نشیند.


***

شب قبل از اجرای دومین برنامه هزارصدا در ژانر موسیقی ایرانی این یادداشت را نوشتم که آنجا روی صحنه بخوانم. برنامه‌ام این است که برخی از آسیب‌هایی که به ذهنم می‌رسد را در این برنامه عنوان کنم و برای اینکه روی صحنه نکته‌ای را فراموش نکنم، این یادداشت را نوشته بودم که کوتاه و موجز و مفید باشد و بعد ،از یک نوازنده طراز اول ویلن دعوت کردم که برخی آثار ماندگار استادان موسیقی و به خصوص آثار استاد خرم را اجرا کند و جناب مهران مهتدی، در فرصت کم الحق اجرای خوبی داشت. نکته مهم آن بود که این استاد برجسته ویلن ایرانی وقتی روی صحنه آمد؛ پای درد دلش باز شد و بعد از خواندن یادداشت و بعد اجرای جناب مهتدی، استاد نادر گلچین که بزرگوارانه خود را به سالن رسانده بود تا شاهد اجرای جوانان آواز باشد، تا جایی که درتوان داشت دست‌هایش را بالا برد و برای ویلن دست زد.

می‌خواستم این یادداشت را اواخر برنامه بخوانم اما دومین گروهی که روی صحنه آمد، برخلاف عرف معمول این روزهای گروههای موسیقی ایرانی، آهنگ و آوازشان را با پیانو و کلارینت اجرا کرده بودند و دقیقا موقعش بود. اجرایی دلنشین و کاملا ایرانی ومنطبق بر ردیف اما نوگرایانه و دلنشین.


***

  violon &piano

این یادداشت می‌تواند مقدمه یک تحقیق مفصل باشد درباره علت‌های این اتفاق نامیمون. موضوع آنقدر هم روشن است که بعید می‌دانم مخالفی هم داشته باشد و کافی ست چند لحظه چشمانتان را ببندید و در ذهنتان گروه‌های نامداران موسیقی ایرانی را مرور کنید و ببینید آخرین باری که یک نوازنده طراز اول ویلن در این گروه‌ها ساز زده چند وقت پیش است. جالب آنکه بسیاری از شاگردان بزرگان موسیقی ایرانی هم کم کم به نوازندگی در ارکسترهای پاپ روی آورده‌اند که این می‌تواند منشا خیر هم باشد اما دریغا که آن‌ها و کار آن‌ها در هیاهوی کیک و بیس‌های تنظیمات این روزهای این موسیقی‌ها گم می‌شود.

حذف یا به حاشیه رفتن ویلن در گروههای جدید موسیقی ایرانی جنبه‌های اجتماعی مهمی دارد و البته یک سری رقابت‌های صنفی و فردی هم در این ماجرا بی‌تاثیر نیست. ترانه‌ها و سرودهای انقلابی چاووش و بعد آزاد بودن فقط این نوع موسیقی و تصور اتصال ویلن و پیانو و سازهای اساسا غربی به موسیقی موسوم به موسیقی کاباره‌ای و شهرت بسیار و تاثیرگذار بودن آهنگسازان و نوازندگان برنامه‌های گل‌ها و... از جمله این دلایلند و البته باید دقیق‌تر بررسی کرد تا به نتایج بهتری رسید.

شاید هم نیاز به هیچ بررسی‌ای نباشد و همین که بزرگان موسیقی ایرانی دیگر آن دعوا و رقابت‌های صنفی را‌‌ رها کنند کفایت کند هرچند خوشبختانه این روند آغاز شده و در آثار برخی از این استادان تغییر این رویکرد مشاهده می‌شود.

 

نویسنده : آرش نصیری(روزنامه نگار)

منبع : سایت موسیقی ما