نیمای غزل؛ سیمین بهبهانی در گذشت...

سیمین بهبهانی٬شاعر و نویسنده ی معاصر ایران٬ بامداد سه‌شنبه (۲۸ مرداد) در سن ۸۷ سالگی در بیمارستان پارس تهران درگذشت.سیمین بهبهانی

خبرگزاری ایسنا این خبر را به نقل از پسر ارشد خانم بهبهانی (علی بهبهانی)اعلام کرد. 

علی بهبهانی :

«با همه تلاش پزشکان، متأسفانه ساعت یک بامداد مادرم درگذشت.»

«حال مادر دیروز عصر اندکی بهتر شده بود و ما فکر می‌کردیم او متوجه اتفاقات اطرافش است اما متأسفانه مثل شعله شمع که بالا می‌گیرد و بعد خاموش می‌شود، ساعت یک بامداد از بیمارستان خبر دادند که او درگذشته است.»

سیمین بهبهانی که به "نیمای غزل"٬ "مادر ایران" و "غزل‌بانوی ایران" شهرت دارد، از چهارشنبه (۱۵ مرداد) به بیمارستان منتقل شده و در بخش مراقبت‌‌های ویژه بستری بود.

سیمین بهبهانی (خلیلی) روز ۲۸ تیر سال ۱۳۰۶ خورشیدی در خانواده‌ای فرهنگی دیده بر جهان گشود. پدرش؛ عباس خلیلی(رمان مشهور روزگار سیاه اثر اوست)، شاعر، نویسنده و مدیر روزنامه "اقدام" و مادرش فخرعظما ارغون از زنان پیشروی زمان خود بود و شعر نیز می‌سرود. او در سال ۱۳۲۵ خورشیدی با حسن بهبهانی ازدواج کرد و به نام خانوادگی همسر خود شناخته شد، ولی پس از او با منوچهر کوشیار ازدواج کرد.

سیمین که در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده حقوق شد، سال‌ها در آموزش و پرورش با سمت دبیری کار کرد.

از سیمین بهبهانی تاکنون ۲۰ مجموعه شعر منتشر شده است. نخستین مجموعه با نام "سه‌تار شکسته" در سال ۱۳۳۰ و آخرین آن‌ها با عنوان "مجموعه اشعار سیمین بهبهانی" در سال ۱۳۹۰ به همت نشر نگاه روانه بازار کتاب شده است.

البته  هنوز برنامه مراسم تشییع پیکرش مشخص نیست،یکی از بستگان این شاعر درباره مراسم تشییع او به خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: خواست ایشان بود که در محل مقبره شوهرشان دفن شوند.

 

روحش شاد...

 

این شعر(مرا هزار امید است) یکی از اشعار زیبای بانو سیمین بهبهانی ست که به آواز استاد ایرج در دستگاه همایون در آمده و مرحوم استاد همایون خرم آن را با ویلن همراهی کرده است.

 

مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی

بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی

دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند
در این سرا تو بمان ! ای که ماندگار تویی

شهاب زود گذر لحظه های بوالهوسی است
ستاره ای که بخندد به شام تار تویی!

جهانیان همه گر تشنگان خون منند
چه باک زان همه دشمن، چو دوستدار تویی

دلم صراحی لبریز آرزومندی است
مرا هزار امید است و هر هزار تویی

 

گردآوری: شهرزاد شاه کرمی

(منبابع:ویکی پدیا و خبرگزاری ایسنا)

 

 

 

سال روزدرگذشت استاد ناصر فرهنگ فر

 

 23 مرداد ماه به سال 1376 در گذشت ناصر فرهنگ فر ( متولد 1326 تهران) :ناصر فرهنگ فر

نوازندگی، خوشنویسی و شعر از هنرهای این استاد نوازنده تمبک است. در آموختن این ساز از محضر اساتیدی چون عبدالله دوامی، نور علی برومند، حسین تهرانی و سید حسن و سید حسین امیرخانی بهره مند شد. اجرای کنسرت های متعدد در ایران و خارج از کشور و تدریس موسیقی از فعالیت های این استاد موسیقی است. نوار آستان جانان با همنوازی او و پرویز مشکاتیان یکی از آثار ماندگار موسیقی سنتی ایران است. دوره آموزش تمبک از مبتدی تا عالی و مجموعه های شعر از آثار اوست.

 

 

 

 

 

جای خالی ویلن و پیانو !

نهم تیرماه هشتاد و چهارمین زادروز تولد زنده یاد استاد همایون خرم، ۲۹ تیر سالروز درگذشت زنده یاد استاد رضا محجوبی، همین دو روز قبل یعنی ۱۴ مرداد سالروز تولد زنده یاد استاد اسدالله ملک و ۲۶ مرداد سالروز درگذشت زنده یاد علی محمدخادم میثاق است. نوازنده چیره دست ویولن، رهبر ارکستر یا آهنگسازان توانایی که ملودی‌هایشان نه تنها در دوره‌شان در کمترین زمان ممکن شهره آفاق و بر زبان پیر و جوان و عام و خاص جاری می‌شد که هنوز و همیشه ماندگار است و حتی جوان‌های نسل حاضر هم آن‌ها را زمزمه می‌کنند. 

در سال‌های اخیر و به خصوص بعد از چیره شدن سبک و سلیقه موزیسین‌های دوره بازگشت بر موسیقی ایران، ساز غالب تار ، سه تار و بعضا سنتور شد و ویلن کم کم از موسیقی اصیل ایرانی خارج شد؛ در حالی که قبل از این دوره، هم شهناز و شریف با تار به بهترین شکل در اوج تاثیرگذاری بر موسیقی بودند و هم تجویدی ، خرم ، یاحقی ، بدیعی و ملک با ویلن و استاد فرامرز پایور با سنتور و استادان دیگر با ساز‌هایشان که همگی با اوج احساس به تولید زیبا‌ترین نغمات مشغول بودند، اما از قبل از نیمه دهه پنجاه و با آغاز استیلای جنبش تاثیرگذار بازگشت در مرکز حفظ و اشاعه و به دلایل فنی و جامعه‌شناسی و بعد به حاشیه رفتن موزیسین‌های نامدار قبل از انقلاب و خلاصه شدن موسیقی در چند نام و جریان خاص، کم کم ویلن از موسیقی ایرانی کنار رفت یا به حاشیه رانده شد. نتیجه این اتفاق تقریبا مشخص بود و همانطوری که انتظار می‌رفت دیگر ملودی‌ها به ندرت شیرین و به یادماندنی می‌شدند و آن اندک ملودی‌های موثر هم محصول نبوغ چند نابغه جوان آن سال‌های موسیقی بود. پس از آن بسیار گفته شد که آهنگ‌ها آنقدر‌ها به یاد ماندنی نیستند و مردم کوچه و بازار موسیقی اصیل ایرانی را زمزمه نمی‌کنند و موسیقی مصرفی بازار را از موسیقی اصیل گرفت در حالی که در گذشته‌ای نه چندان دور، علاوه بر خواص، بسیار از مردم عادی کوچه و بازار هم مشتری پروپا قرص موسیقی اصیل ایرانی بودند.

پیدا کردن دلایل این مسئله به یک مجال فراخ نیاز دارد و بررسی همه جانبه، اما شاید کم شدن حضور ویلن در موسیقی ایرانی یکی از دلایل آن باشد. ویلن یک ساز کششی ست و نزدیک‌ترین صدا به صدای انسان را دارد در حالی که سازهای مضرابی ضمن داشتن همه ظرافت‌ها و زیبایی‌ها، کمتر از ویلن دارای این خاصیتند. نوازندگان چیره دست ویلن آنقدر با ظرافت آرشه را بر ساز به رقص در می‌آورند که گویی ساز جان گرفته و با مخاطبش حرف می‌زند. البته کمانچه هم از جنس و شبیه ویلن است و این توانایی و دلنشینی را دارد. اما متاسفانه این ساز هم کمتر در موسیقی ایرانی جایگاه محکم و موثری دارد که همه این‌ها باعث خالی بودن موسیقی ما از کشش‌های سازهای کششی ست.

به این موضوع جهانی‌تر بودن ساز ویلن را هم بیافزایید که می‌تواند باعث حضور ویژه‌تر موسیقی ما در عرصه‌های جهانی باشد.

ویلن یکی از سازهای اصلی و اساسی همه ارکسترهای بزرگ و مجلسی و کوچک جهان است و حضورش در ارکستر می‌تواند رنگ و بوی خاصی به آن بدهد .ضمن آنکه به مدد استاد صبا و شاگردانی که تربیت کرد، این ساز غربی متد و رنگ وبوی ایرانی ویژه‌ای پیدا کرد و در ساز یاحقی، تجویدی، خرم، ملک و شاگردانشان، حس ناب موسیقی ایرانی در جانتان می‌نشیند.


***

شب قبل از اجرای دومین برنامه هزارصدا در ژانر موسیقی ایرانی این یادداشت را نوشتم که آنجا روی صحنه بخوانم. برنامه‌ام این است که برخی از آسیب‌هایی که به ذهنم می‌رسد را در این برنامه عنوان کنم و برای اینکه روی صحنه نکته‌ای را فراموش نکنم، این یادداشت را نوشته بودم که کوتاه و موجز و مفید باشد و بعد ،از یک نوازنده طراز اول ویلن دعوت کردم که برخی آثار ماندگار استادان موسیقی و به خصوص آثار استاد خرم را اجرا کند و جناب مهران مهتدی، در فرصت کم الحق اجرای خوبی داشت. نکته مهم آن بود که این استاد برجسته ویلن ایرانی وقتی روی صحنه آمد؛ پای درد دلش باز شد و بعد از خواندن یادداشت و بعد اجرای جناب مهتدی، استاد نادر گلچین که بزرگوارانه خود را به سالن رسانده بود تا شاهد اجرای جوانان آواز باشد، تا جایی که درتوان داشت دست‌هایش را بالا برد و برای ویلن دست زد.

می‌خواستم این یادداشت را اواخر برنامه بخوانم اما دومین گروهی که روی صحنه آمد، برخلاف عرف معمول این روزهای گروههای موسیقی ایرانی، آهنگ و آوازشان را با پیانو و کلارینت اجرا کرده بودند و دقیقا موقعش بود. اجرایی دلنشین و کاملا ایرانی ومنطبق بر ردیف اما نوگرایانه و دلنشین.


***

  violon &piano

این یادداشت می‌تواند مقدمه یک تحقیق مفصل باشد درباره علت‌های این اتفاق نامیمون. موضوع آنقدر هم روشن است که بعید می‌دانم مخالفی هم داشته باشد و کافی ست چند لحظه چشمانتان را ببندید و در ذهنتان گروه‌های نامداران موسیقی ایرانی را مرور کنید و ببینید آخرین باری که یک نوازنده طراز اول ویلن در این گروه‌ها ساز زده چند وقت پیش است. جالب آنکه بسیاری از شاگردان بزرگان موسیقی ایرانی هم کم کم به نوازندگی در ارکسترهای پاپ روی آورده‌اند که این می‌تواند منشا خیر هم باشد اما دریغا که آن‌ها و کار آن‌ها در هیاهوی کیک و بیس‌های تنظیمات این روزهای این موسیقی‌ها گم می‌شود.

حذف یا به حاشیه رفتن ویلن در گروههای جدید موسیقی ایرانی جنبه‌های اجتماعی مهمی دارد و البته یک سری رقابت‌های صنفی و فردی هم در این ماجرا بی‌تاثیر نیست. ترانه‌ها و سرودهای انقلابی چاووش و بعد آزاد بودن فقط این نوع موسیقی و تصور اتصال ویلن و پیانو و سازهای اساسا غربی به موسیقی موسوم به موسیقی کاباره‌ای و شهرت بسیار و تاثیرگذار بودن آهنگسازان و نوازندگان برنامه‌های گل‌ها و... از جمله این دلایلند و البته باید دقیق‌تر بررسی کرد تا به نتایج بهتری رسید.

شاید هم نیاز به هیچ بررسی‌ای نباشد و همین که بزرگان موسیقی ایرانی دیگر آن دعوا و رقابت‌های صنفی را‌‌ رها کنند کفایت کند هرچند خوشبختانه این روند آغاز شده و در آثار برخی از این استادان تغییر این رویکرد مشاهده می‌شود.

 

نویسنده : آرش نصیری(روزنامه نگار)

منبع : سایت موسیقی ما

 

 

نقدی بر مقوله پاپ در موسیقی امروز ایران :

هر اثر موسیقی، صرف نظر از سبک و ژانر، دارای ساختار منحصر به خود است. جهت سنجیدن این ساختار، معیارهایی وجود دارد که مساله خوب بودن و یا نبودن اثر را از سلیقه مخاطب جدا می کند. اگرچه این موضوع در موسیقی پاپ،همانطور که از اسمش پیداست، کاملا سلیقه محور بوده و آثار موسیقی در این حوزه بر اساس اقبال عمومی مورد سنجش واقع می شوند.اما نکته ای که از دید پنهان می ماند سطح ادراک جامعه و مخاطبان عام از موسیقی است که خود همانند یک فیدبک دوباره به حوزه تولید اثر بازگشته و اگر انتظار عمومی از تولیدکنندگان موسیقی در سطح بالایی قرار گیرد آثار تولیدی از کیفیت بالاتری بهره خواهند برد و بالطبع آثار بهتر سلیقه جامعه را ارتقا می بخشد و این دو مقوله به طور مداوم در حال اثرگذاری روی یکدیگرهستند.


موسیقی پاپ در جامعه امروز ایران تفاوتی آشکار با سال های ابتدایی شکل گیری این سبک در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ و همچنین موسیقی روز دنیا دارد و این تفاوت ،صرف نظر از گذشت زمان و تغییر نیازهای جامعه که دلایل بسیار قابل تاملی می باشند، در ساختار کلی آثار است. برای بررسی دقیق تر این تفاوت ها لازم است نگاهی دقیق تر و در عین حال اجمالی به اجزای یک اثر پاپ بیندازیم:

 


۱- ملودی اصلی: اولین پدیده ای که در یک اثر پاپ به چشم می آید ملودی حاکم بر آن است که برجسته تر از سایر اجزای همراهی کننده کاملا خودنمایی م کند.این مساله تا حدی در اقبال یک اثر تاثیر دارد که اخیرا در معرفی آثار پاپ دیده می شود که کلمه آهنگساز به کلمه “ملودی” تبدیل شده است!pop music


۲- صدای خواننده: دومین پدیده ای که از دیدگاه عموم در یک قطعه خودنمایی می کند صدای خواننده و یا به اصطلاح وکال است که البته امری مهم در موسیقی پاپ محسوب می شود زیرا این ژانر از موزیک اصولا وکال محور است.بالاخص در موزیک پاپ ایرانی که ملودی های وکال عمدتا برگرفته از موسیقی سنتی و محلی است و انتظار عموم از خواننده کسی ست که بتواند گوشه ها و دستگاه های ایرانی را خوب بخواند،در یک قطعه حتما خواننده از اوج توانایی خود در خواندن استفاده کند و به اصطلاح صدای گرمی داشته باشد!


۳- ترانه: پدیده ای ادبی در حوزه موسیقی، اصولا ترانه به شدت روی شنونده موزیک پاپ تاثیرگذار است اگرچه هیچ ارتباط مستقیمی با علم موسیقی ندارد و نهایتا می تواند به شناساندن یک اثر از لحاظ محتوا و فضای ذهنی خالق اثر کمک کند و هیچگونه کمکی از لحاظ ساختاری به موسیقی نمی کند مگر نهایتا از لحاظ هجا و وزن روی ریتم کلی اثر تاثیرگذار باشد.


۴- تنظیم: تنظیم یا آراژمان،یا در واقع هارمونی کلی اثر امری نسبتا ناشناخته برای مخاطب عام است چرا که در جوامعی مانند جامعه کنونی ما که موسیقی مقوله ای نوپا و ناآشنا برای عموم است اصولا هضم کامل هارمونی و ریتم توسط شنونده، کاری آسان به نظر نمی رسد .


۵- کیفیت صوتی: آنچه در استودیو اتفاق می افتد اعم از مقوله ضبط،میکس و مسترینگ منجر به کیفیت صوتی و یا به اصطلاح صدا دهی اثر می‌شود.

عناوینی که در بالا به آن ها اشاره شد جزو اجزای اصلی و برجسته آثار پاپ می باشند. اما سوال اینجاست که در وضعیت کنونی موسیقی در جامعه ما، به مسائل عنوان شده بالا از طرف تولیدکنندگان و شنوندگان آثار، در چه سطحی و با چه حساسیتی توجه می شود.اگر بخواهیم کوتاه و اجمالی وضعیت فعلی موزیک پاپ ایران را مورد بررسی قرار دهیم می توانیم به ضعف ۴ عنوان اول و وضعیت نسبتا بهتر کیفیت صوتی اشاره کرد که متاسفانه به علت عدم بهره بردن درصد بیشتری از مردم جامعه از ابزار صوتی مناسب و استاندارد، عملا بخش اعظمی از جامعه تفاوت چندانی بین کیفیت استاندارد و غیر استاندارد صوتی قائل نبوده و تمایل چندانی به خرید سی دی های اوریجینال علی رغم قیمت بسیار ناچیز(کمتر از یک بسته سیگار!) نشان نداده و موزیک بدون شناسنامه کپی شده و MP3 بی کیفیت و بعضاً فله ای(!) را که حتی نام صاحب اثر در آن مشخص نیست، ترجیح می دهند.


حال به ۴ عنوان دیگر غیر از گزینه کیفیت صوتی می پردازیم.از ضعف های آشکار جریان موزیک پاپ فعلی کشور،ضعف ملودی اصلی است. این ضعف منجر به تاریخ مصرفی شدن موزیک و ظهور و ناپدید شدن پدیده های موسیقی یکی پس از دیگری، می شود. پدیده هایی که به واسطه امری غیر موسیقایی – از جمله موزیک ویدئو های مجلل و پرهزینه، سبک ظاهر و یا لباس خاص و… – به معروفیت رسیده و به همان سرعت به دست فراموشی سپرده می شوند. این ضعف همچنین در تنظیم و تکنیک های وکال نیز کاملاً مشهود است. از نکات بارز این ضعف ها می توان به کنسرت های ضعیف که تنظیم ارکستر زنده شباهتی به ورژن آلبومی نداشته و خواننده که به طور مکرر فالش می خواند اشاره کرد.


آنچه که در این شرایط مفیدترین و کوتاهترین راه حل برای طرفین مرتبط با موضوع،اعم از تولید کننده و شنونده، به نظر می رسد پرداختن بیشتر و دقیق تر به آثار برتر موزیک دنیا در تمامی سبک ها و نه فقط سبک پاپ است. چرا که برای خلق کردن ملودی هایی اگرچه ساده ولی ماندگار مانند آنچه در موسیقی ونجلیس، کیتارو و بسیاری از آثار تولید شده در دنیا می شنویم نیاز به تربیت شنیداری و تمرکز بر روی موسیقی داریم. تمرکزی که این روزها بیشتر بر روی تیپ و ظاهر خوانندگان، تبلیغات، ساخت موزیک ویدئو، طراحی سایت و صفحه فیسبوک، عکس های سینمایی و… قرار گرفته تا پدیده موسیقی.

 

نویسنده: میلاد باقری

منبع : مجله موسیقی ملودی

سال روزدرگذشت استاد رضا محجوبی

29 تیر ماه به سال 1333 درگذشت رضا محجوبی (متولد 1278 تهران) :
رضا محجوبی

نخستین استادش حسین هنگ آفرین از افسران موزیک ارتش بودسپس نزد ابراهیم آژنگ و حسین خان اسماعیل زاده به فراگیری کمانچه پرداخت. از مشهورترین نوازندگان ویلن زمانه خود بود و به تربیت هنرجویان موسیقی در کلاسی که دایر کرده بود،می پرداخت که مجید وفادار هنرمند نامی، از شاگردان مکتب اوست. این نوازنده نامدار ویلن در ۲۴ سالگی به بیماری عصبی دچار شد و مورد مداوا قرار گرفت.



امیری فیروزکوهی در وصف این یگانه که در سال 1333 درگذشت سروده است:


ساز رضا و شعر امیر و نوای عشق       امشب کجاست سوختۀ دل شکسته ای

برگزاری کلاس های آموزشی موسیقی الکترونیک و الکتروآکوستیک :

آغاز ثبت نام اولین دوره

شروع کلاس ها از 7 تیر ماه

جهت رزرو و ثبت نام با دفتر آمورشگاه تماس حاصل فرمایید .

برای کسب آگاهی فایل پیوست را دریافت فرمایید.

 

دریافت فایل

 

  

انتشار آلبوم دخترک ژولیده

آلبوم "دخترک ژولیده " حاوی قطعاتی از استاد " علینقی وزیری" است که توسط آرش مشتاقی برای دو نوازی تار تنظیم شده و به همراه " کیانوش عشیق" اجرا شده است. این آلبوم به همراه کتابی به همین نام منتشر گردیده است که این کتاب شامل پارتیتور قطعات اجرا شده در این آلبوم می باشد تا نوازندگان تار ( وشاید سایر سازها) بتوانند از این قطعات برای تمرین و اجرای " دوئت یا دو نوازی" استفاده نمایند. برای آشنایی بیشتر با این مجموعه بهتر است نگاهی به مقدمه کتاب بیندازیم و گفته های مولف را در مورد این اثر بخوانیم. 

روزهای آغازین زمستان شصت و هفت بود که فیلمی از کنسرت گروه شیدا و عارف به سرپرستی استاد حسین علیزاده به دستم رسید، همان کنسرت تابستان شصت و هفت در تالار وحدت که با نام "شورانگیز" به بازار آمد و از ماندگارترین آثار موسیقی ایرانی شد.

بعد از نخستین قطعه (خزان) نوبت به تکنوازی تار استاد علیزاده رسید: جملاتی زیبا که بی اراده با تمام وجود می شنیدم. تک تک نتها نقطه نقطه یک نقش زیبا بود که آفریده می شد و در جای خود می نشست. پس از مدتی صدای یک تار دیگر آرام آرام خود را در این نقش جای می داد و این صدای تار استاد ارشدم تهماسبی بود که با تار اول هم راه و هم نفس می شد. دو تار یه سخن درآمدند، از هردری گفتند، خروشیدند و جوشیدند و با هم، نقشی آفریدند که هیچ گاه از ذهن دوستداران موسیقی پاک نخواهد شد. سرانجام قطعه "شورانگیز" به پایان رسید اما شوری که در من انگیخت در تمام این سالها که مشق موسیقی کرده ام همواره با من بوده است.

اولین "دونوازی تار" را در سال هشتاد و پنج نوشتم و در کنسرتی در شهر اصفهان اجرا کردم. استقبال خوب مخاطبان موجب شد جدی تر به این موضوع بپردازم و پس از آن برای هر کنسرت یک "دونوازی تار" نوشتم و اجرا کردم: در سالهای هشتاد و شش، هشتاد و هفت و نود.

بعد از اخرین اجرا تصمیم گرفتم این دو نوازیها را در قالب یک آلبوم و یک کتاب درآورم. تمرینها شروع شد، بعد از چند جلسه "کیانوش عشیق" پیشنهاد داد که از کتاب "دستور جدید تار و سه تار " تالیف "استاد علینقی وزیری" چند قطعه را که خود استاد برای دونوازی تار تنظیم کرده اند به این آلبوم اضافه کنیم. تمرین قطعات استاد شروع شد و پس از چند جلسه بر آن شدم که تمام این آلبوم را به قطعات استاد وزیری اختصاص دهم چرا که اولین نمونه دو نوازی تار را در آثار ایشان می توان دید، کاری که بعد از ایشان متاسفانه پیگیری نشد و بنده به غیر از آلبوم "همنوایی" اثر استاد حسین علیزاده به همراهی استاد ارشد تهماسبی نمونه منتشر شده دیگری نیافتم.

سعی کردم قطعات انتخاب شده در اثر حاضراز معروفترین آثار استاد وزیری باشد. قطعات "چاشت من"، "شام من" و " رقص دختر من" همان قطعاتی است که در کتاب ایشان برای دونوازی تنظیم شده است. دیگر قطعات با تنظیم جدید و بر اساس نواخته های ایشان ارائه شده است.

نوازنده  بر اجرای اصل آن قطعه امکان پذیر نیست و همچنین برای رعایت ساده نویسی،در نت نگاری از علائم مضراب و انگشت گذاری صرف نظر شده است.

چنان که گفته شد با وجود نقش و جایگاه غیر قابل انکار ساز تار و نوازندگان آن در تاریخ موسیقی ایران، "دونوازی" برای این ساز بسیار جوان است، بنابراین امیدوارم اهالی موسیقی کاستیهای این اثر را به جوانیش ببخشند.

در انجام این کار یاری و همراهی شماری از اهل تحقیق و ادب همراهم بوده است که صمیمانه از آنها سپاسگزاری می کنم.

آقای بهنام قاضی برای دقت و صرف وقت بسیار در نت نگاری مجموعه و آقای پویان جمشیدی به خاطر همکاری صمیمانه اش در طراحی گرافیک کتاب و CD .

آقای احسان رئیسی و آقای محمد حسین عباسی که با بذل بی دریغ تجارب و پیشنهادهای ارزنده شان در خصوص انتشار کتاب و صفحه بندی مهربانانه به یاریم آمدند.

و سپاس ویژه از آقای کیانوش عشیق که در تمام مراحل کار همواره از یاری و همدلی صادقانه اش بهره برده ام. 

 

سال روز تولد استاد بزرگ لشگری

بزرگ لشگری

27 فروردین ماه به سال 1302(تهران) سال روز تولد بزرگ لشگری :

مقدمات نواختن ویلن را نزد مادر خود آموخت. در محضر استادانی چون حسن و اصغر بهاری – دایی و پسر خاله اش به فراگیری کمانچه پرداخت و سپس برای یادگیری نت و موسیقی علمی به کلاس های ابوالحسن خان صبا رفت. او مدت ها به عنوان سولیست(تک نواز) رادیو فعالیت می کرد. در زمان تأسیس رادیو به همراه مرتضی حنانه به سازمان تلویزیون ملی رفت و سرپرستی ارکستر سازهای ملی را برعهده داشت. تصنیف های «صدای کن»، «مناجات»، «نم نم بارون»، «هر که دیدم»، «آبشار» و ... از این آهنگساز نامی است.

 

 

 

 

سال روز تولد مرحوم استاد مشکاتیان

 

24 اردیبهشت ماه به سال 1334 سالروز تولد مرحوم استاد پرویز مشکاتیان:

نیشابور، فیروزه ای است در دل خراسان که بزرگانی همچون خیام، عطار، شیخ جامی و ... از آن برخاسته اند.پرویز مشکاتیان

سرزمینی که دیار بزرگان دانش و هنر است و میراث دار معاصرش؛ استاد پرویز مشکاتیان، نوازنده ی بی بدلیل در رشته ی سنتور نوازی و آهنگسازی بود.

در 24 اردیبهشت ماه در نیشابور خراسان دیده به جهان گشود.پدرش شادروان حسن مشکاتیان از اهالی فرهنگ بود، تار و سنتور را نیکو می نواخت. او نیز موسیقی را از پدرش فرا گرفته بود و حال فرزند 6 ساله ی خود (پرویز) را به آموختن موسیقی ترغیب می کرد. گویی موسیقی در خاندان مشکاتیان موروثی بود؛ و در حقیقت اولین استاد پرویز پدرش بود.

هشت ساله بود که اولین کنسرت خود را در گردهمایی دانش آموزان مدرسه "امیر معزی" نیشابور اجرا کرد.

در سال 53 به دانشکده هنرهای زیبای تهران راه یافت و در رشته ی موسیقی به تحصیل پرداخت.

وی ردیف های عالی موسیقی ایران و ردیف میرزا عبدالله را نزد استادان فقید نور علی برومند و دکتر داریوش صفوت آموخت. هم زمان با این آموزشها نزد استادانی چون شادروان عبدالله خان دوامی، شادروان سعید هرمزی و شادروان یوسف فروتن کسب فیص نمود.

در آن زمان مشکاتیان در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران به عنوان سرپرست گروه و استاد سنتور فعالیت داشت. و همچنین به همراه جمعی از دوستانش مؤسسه فرهنگی – هنری چاووش را بنیان نهاد و سرپرستی گروه موسیقی عارف را نیز بر عهده گرفت.

پرویز مشکاتیان در نخستین آزمون باربد با داریوش طلایی به طور مشترک موفق به کسب جایزه ممتاز گردیدند.

اهالی خطه موسیقی مشکاتیان را دارای قدرتی خارق العاده در تصویر سازی و تبحر فراوان در انواع ریتم می دانند.

برخی از آثار مرحوم مشکاتیان:

قطعات: «مرا عاشق: با آواز شهرام ناظری» ، «شور انگیز : با آواز شهرام ناظری» ، «شیدایی : با آواز محمد رضا شجریان»  ، «آستان جانان : با آواز محمد رضا شجریان » ، «بیداد : با آواز محمد رضا شجریان » و ...

آثاری که تا زندگی بر دوام است بر جریده ی بسیاری دل ها ثبت خواهند بود چرا که مرد نکونام همواره زنده است.

 

روحش شاد، یادش گرامی و راهش مستدام باد!

 

 

نویسنده: شهرزاد شاه کرمی

اطلاعات هنرمند از کتاب چهره های موسیقی ایران (نوشته: شاپور بهروزی)

 

 

سال روزدرگذشت استاد محمود محمودی خوانساری :

 

2 اردیبهشت ماه به سال 1366 درگذشت محمود محمودی خوانساری (متولد 1313 خوانسار) :محمود محمودی خوانساری


فرزند خانواده ای روحانی بود و پس از پایان تحصیلات متوسطه، در رادیو شیراز استخدام شد و ضمن ادامه کار در رادیو مقدمات آواز خوانی را نزد کمال دهگان شروع نمود. پس از آن تعلیم آواز را نزد مرتضی محجوبی و ابوالحسن صبا در تهران ادامه داد. به علت داشتن ذوق و استعداد خاص در تلفیق شعر و موسیقی تنها خواننده رادیو بود که مجاز به انتخاب شعر مناسب، برای خواندن آواز گردید. در سال 1366 این خوانندۀ برنامۀ گلها بدرود حیات گفت.

 

 بشنوید اثری با صدای استاد خوانساری

 

 

 

 

 

 

موسیقی؛شام و درمان

 

موسیقی درمانی

و 

بفرمایید موسیقی به همراه شام!

در

تازه های موسیقی...