سال روز تولد استاد بیژن کامکار :

 

28 آذر ماه به سال 1328 سال روز تولد استاد بیژن کامکار(متولد 1328 سنندج)بیژن کامکار

 

فرزند استاد حسن کامکار از نامداران موسیقی سنندج مقدمات موسیقی را نزد پدر آموخت و با صدای خوبی که داشت در کودکی به رادیو سنندج راه یافت. فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا در ساخت آثار ماندگار موسیقی با محمدرضا لطفی، محمدرضا شجریان و شهرام ناظری همکاری داشته است. علاوه بر آواز و نواختن  تار و رباب در نواختن ضرب و دف نیز دستی تمام دارد. تاکنون بیش از 20 کاست با صدای بیژن کامکار منتشر شده است. نواختن عود و دف و ضرب و آواز از فعالیت های بیژن کامکار در اجرای کنسرت های کامکارهاست که در ایران و برخی از کشورهای جهان برگزار شده است.

 

 

 

 

دوئل استاد علیزاده و شوالیه ی هنری، این بار ...


 

 به قلم شاهرخ تویسرکانی 


[ نویسنده و روزنامه‌نگار ]

 

 

تنها ادیبان و دولتمردان کشور فرانسه نیستند که هنر را به خدمت اخلاق گماشته اند و برای آن از سال ها قبل جایزه ای و نشانی را به اهالی فرهنگ و هنر در تمامی جهان اختصاص داده اند. این عقیده همیشه و همه جا در طول تاریخ و در ذات انسان های فرهیخته و پیشرو وجود داشته است. کنفوسیوس چینی که شش قرن پیش از مسیح می زیست، ارزش هنر را در خدمت به انسان و بشریت می دانست. افلاطون یونانی هم چهار قرن پیش از میلاد درباره خاصه شعر و موسیقی چنین عقیده ای اظهار کرده و پس از او ارسطو در این باب تفصیلی داده و گفته است که کار موسیقی و نمایش «تزکیه نفس» باید باشد.

در عصر حاضر نیز بعضی از نویسندگان مشهور بر این عقیده بوده و هر یک به شیوه خویش بحثی در این باب کرده اند. از همین کشور فرانسه متفکر و نویسنده قرن هجدهم دیدرو می گوید: «هر آزاد مردی که قلم به دست می گیرد باید همت بر آن بگمارد که عفاف را محبوب و فسق را منفور سازد.»

لئوی تولستوی روسی (قرن نوزدهم) که نویسنده ای اخلاقی و مذهبی است وظیقه هنر را بیان برابری و برادری می داند و عقیده دارد «که غایت هنر نیل به زیبایی و لذتی که از ادراک آن حاصل می شود نیست، همچنانکه غرض از خوردن، لذت ذائقه نمی باشد. به وسیله هنر می توان عواطفی را به دیگران القا کرد. خوبی و بدی آثار هنری بسته به نوع عواطفی است که القا می کنند و مشخص خوبی و بدی عواطف حس مذهبی خیر و شرست که در هر زمان همه مردمان در آن اتفاق دارند. پس به وسیله هنر می توان خصال عالی اخلاقی را که امروز به ندرت دیده می شود در همه افراد جامعه ایجاد کرد و آنگاه هنر مایه تعالی روح و در نهایت پیشرفت بشریت خواهد شد.» گذشته از فلاسفه و ادیبان دیگر کشورها، از شاهنامه استاد توس مثال بیاوریم که در ادبیات فارسی از آن بهتر مثالی نخواهیم یافت. فردوسی شما را وا می دارد که دلاوری رستم و عفاف و وفاداری منیژه و مردانگی بیژن و قیام کاوه را برای دفع ستم بی آنکه خود متوجه باشید بستایید. همه هنر او در این است که می تواند چنین حس ستایشی در شما ایجاد کند نه آنکه بر جایگاه وعظ و خطابه برود و اندرزهایی در بیان اصول مسلم اخلاقی به شما تحویل بدهد!

با این وصف می توان گفت: هنرمندان با هنر خود، در شكوفايي روح و روان و بهزيستي انسان ها، نقشحسین علیزاده موثری را به عهده گرفته اند. هنر ناب و انساني در غياب بشارت پيام آوران رهايي می خواهند خلاء رستگاری انسان معاصر را پر كند، جراحت جنگ ها و بي عدالتي ها را پانسمان نمايد، بي خويشتني انسان را درمان كند. هنر همان داروی غمزدگی و پریشان حالی است، چه در تخيل و تعزل حافظانه در مقام «كلمه»،چه در تار و اوتار در مقام «نت» و چه از حنجره خوش لحن و «داوودي» در مقام «آواز». قافله اهل عمر مي گذرد، توفان تقدير هر نوع ردپاي پرفريب را در این سیاره خاکی پاك (محو) مي كند، جز نشانه هايي آسماني بر زمين كه متعلق به سفيران روشنايي و رستگاري است و هنرمندان شريف، بي هيچ شكايتي رخ به رخ شعبده بازان زر و زور، زيور زندگي انسان را جلا مي دهند. در بررسي هاي تاريخي در مي يابيم كه: اسكندر مقدوني با زبان شعر، نیمی از جهان آن روز را به آتش و خون نكشيد. مغول ها با زبان موسيقي، مزرعه بشر بي پناه را درو نكردند. غرب با لشکر هنرمندان، ويتنام را شخم نزد و از بمبي كه هيروشيما و ناكازاكي را خاكستر كرد، فواره الفباي عشق به آسمان برنخاست. و در اين عصر؛ مگر نه اینکه، «گروه هاي بيگانه ساخته» با داس داعش و غیر داعش در عراق، افغانستان، سوریه و بوکوحرام هر روز صدها نفر را با پیچیده ترین سلاح های پیشرفته که نتیجه به اصطلاح علم و دانش گروهی از انسان های جهان معاصر است، قتل عام نمي كنند؟ اما می پرسیم کجای تاریخ خوانده اید که هنرمندان با هم نوعان خود چنین کرده باشند.

در چنین شرایطی از اوضاع سیاسی و فرهنگی دنیای معاصر، فرهیختگان و اندیشمندان فرانسوی (که کشورشان به عنوان مهد فرهنگ و هنر مدرن شناخته شده است) در سال 1997 میلادی برای تشویق و تأیید آن دسته از هنرمندانی که در سراسر جهان به خدمت تعالی فرهنگ و هنر جامعه بشری در آمده اند، دست به کار پایه گذاری اهدا نشان هایی شدند که بدین وسیله شاید بتوان به آن هنرمندان ادای احترام کنند.

تاریخچه و درجات (نشان ها):
بنا بر تعریف، نشانِ هنر و ادبیات فرانسه به کسانی داده می‌شود که به دلیل «آفرینش‌شان در عرصه هنر و ادبیات یا سهم‌شان در اشاعه هنر و ادبیات در فرانسه و جهان» مقام شاخصی دارند. از همین رو نیز و به این دلیل ساده است که نشان صرفاً ملی نیست و بین‌المللی هم هست، این نشان تنها نشان در میان نشان‌های فرانسه است که علائم ملی فرانسه را نه در رو که در پشت خود دارد تا تأکید مجددی باشد بر ارجحیت وجه بین‌المللی نشان بر وجه ملی آن.

این نشان به پیشنهادِ وزیر آموزش، جوانان و ورزش و وزیر هنر و ادبیات فرانسه در سال 1957 میلادی بنیان گذاشته شد و آندره مالرو، نویسنده بزرگ فرانسوی که یک سال بعد وزیر فرهنگ ژنرال دوگل شد، در باره آن نوشت: «مدالی که همه نویسندگان و هنرمندان و آفرینشگران آرزوی گرفتن آن را دارند».

این نشان دارای سه منصب است که از پایین به بالا عبارت‌اند از شوالیه، صاحب‌منصب (آفیسر) و فرمانده (کامندر). مراسم اعطای نشان برای فرانسویان در تابستان و برای غیرفرانسویان در پاییز اتفاق می‌افتد. تنها کسانی می‌توانند شوالیه شوند که سی سال تمام داشته باشند و به محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم نشده باشند. شرط دریافت دو منصب بالاتر، گذشت حداقل پنج سال از نصب به منصب قبلی یا اثبات لیاقت‌های جدید فرهنگی است. البته این شرط فقط برای فرانسویان است و شامل دارندگان نشان از ملیت‌های دیگر نمی‌شود. از سال 1997 بدین‌سو، هر سال و در کل جهان، حداکثر 450 نفر عنوان شوالیه، حداکثر 140 نفر عنوان صاحب‌منصب و حداکثر 50 نفر عنوان فرمانده را دریافت کرده‌اند که از این عده، دو سوم فرانسوی و یک سوم از سایر ملیت‌های جهان‌اند. بنابراین، این نشان از نشان نخل‌های آکادمیک که (حدود 12 هزار نشان در سال می باشد) بسیار گزینشی‌تر است که تاکنون آن را ایرانیان بسیار متعددتری از زنده یاد رضا سیدحسینی گرفته تا لیلی گلستان و از داریوش شایگان گرفته تا بسیاری از استادان دانشگاه دریافت کرده‌اند.

نشان ها توسط شورایی متشکل از هفت عضو حقوقی (دبیرکل نشان، سه مدیرکل میراث فرهنگی، آفرینش هنری و رسانه‌ها و صنایع فرنگی، نماینده کل زبان فرانسوی و زبان‌های مردم فرانسه، سربازرس امور فرهنگی و رئیس مرکز ملی سینما) و هشت عضو حقیقی، یعنی هشت شخصیت فرهنگی اعطا می‌شود که وزیر فرهنگ دولت فرانسه آنها را برای مدت سه سال نصب می‌کند و اعضا نمی‌توانند بیش از دو دوره عضو شورا باشند. هر کسی و حتی خود شخص متقاضی می‌تواند هر کسی را برای دریافت نشان پیشنهاد کند، اما تصویب نهایی با این شورای پانزده نفری است.

در ایران از سال ها قبل ده ها نفر از هنرمندان، نویسندگان و اساتید دانشگاه های کشورمان به دریافت این جایزه مفتخر شده اند که آخرین آنها استاد حسین علیزاده است که با انتشار نامه ای ضمن ستایش از دولتمداران فرانسوی و توجه خاص آنها به فرهنگ و هنر در سطح جهان از دریافت این نشان خودداری کرد. علیزاده در نامه خود آورده است: « هنر فراتر از هر مرزی حکایتی است آشنا برای هر انسان. پیام آور عشق ، صلح، دوستی، برادری و برابری. نقشی است تا ابد برای هر دلی که می تپد در دیار من و دیاری دگر. هنرمند در دیار خود ساخته می شود تا بپروراند جهانی را.»

علیزاده در ادامه این نامه تأکید می کند: « نغمه عشق و محبت و سپاس از دیاری دگر با عنوان و معنی خاص. نه در ستایش من، بلکه در ستایش هنر و هنرمند و چه زیباست نام ایران بر بال هنر، در پرواز از دیاری به دیاری و از مردمی به مردمی. اگر سیاهی جنگ و کینه و نابرابری در دنیای قدرت حاکم است، نغمه های عشق در دل مردم جهان فراتر و با قدرتی جاودانه نیز حاکم است. اگر سفیر سیاسی و فرهنگی کشور فرانسه، هدیه ملت با فرهنگ فرانسه را به سینه هنرمندان بزرگ ما نصب می کند، آن را ارج می نهیم و ما نیز ستایش می کنیم ستارگان پر افتخار تاریخ خود را. شاید اگر در دیار ما توجه و درک از هنر والای موسیقی همان طور که نزد مردم است، نزد مسئولان – که باید خدمتگزاران تاریخ و فرهنگ و هنر باشند- می بود، یک هدیه و عنوان غیر خودی این همه انعکاس نداشت. وقتی در فضای هنری نور کافی نباشد، چراغی خورشید می شود. و اما من ضمن قدردانی از مسئولین کشور و سفارت فرانسه، به احترام مردم هنر پرور و هنر دوست ایران، به نام حسین علیزاده قناعت کرده و تا آخر عمر به آن پیشوند و یا پسوندی نخواهم افزود.»

اما حسین علیزاده کیست؟ ما کی هستیم؟ چی هستیم؟ بیان این نکته بسیار دشوار است. اما به آسانی می توان گفت که «چه نیستیم؟» اروپایی نیستیم، آفریقایی نیستیم، آمریکایی نیستیم، نه همان زبان ما، بلکه حتی جنبش سر و دست ما و نگاه ما و «اندیشه» ما از آنچه جز ایرانی ست، جداست. این «اندیشه» که «منم» به قرن های گذشته و تاریخ و فرهنگ کهنسال این دیار بر می گردد ما فردوسی و سعدی و حافظیم. ابوعلی سینا و ابوریحان و فارابی و....... هستیم.

به همین دلیل از متولیان فرهنگ و هنر این دیار انتظار داریم بیش از آنچه که تا امروز انجام شده است نسبت به فرهنگ و هنر و هنرمندان این سرزمین اهورایی توجه و التفات بیشتری داشته باشند.

چنان که گفته اند: «اگر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد یا کاری کن که قابل نوشتن باشد.»

 

منبع: موسیقی ما

 

سال روزدرگذشت استاد بابک بیات :

5 آذر به سال 1385 درگذشت استاد بابک بیات (متولد 1325 تهران) :

از کودکی با موسیقی مانوس بود، اما تنها در 17 سالگی بود که با نت خوانی آشنا شد. 20 ساله بود که به کلاسهای شبانه بابک بیاتهنرستان موسیقی راه یافت و نزد «اولین باغچه بان» به فراگیری موسیقی علمی پرداخت و در گروه های کر، اپرا و کرملی وارد شد. بابک بیات در 25 سالگی موسیقی فیلم «خورشید در مرداب» را ساخت. موسیقی نوارهای کاست «خروس زری، پیرهن پری»، «سکوت سرشار از ناگفته هاست» و «چیدن سپیده دم» با دکلمۀ احمد شاملو از اوست. بیات برای فیلم های بسیار از جمله «مرگ یزدگرد» به کارگردانی بهرام بیضایی، «ریشه در خون» به کارگردانی سیروس الوند، «اتوبوس» به کارگردانی یدالله صمدی، «طلسم» به کارگردانی داریوش فرهنگ، «عروسی خوبان» به کارگردانی محسن مخملباف و سریال «سلطان و شبان» به کارگردانی مرحوم علی حاتمی موسیقی ساخته است.

 

 

 

 

موسیقی غمگین و احساس شادی!...


آیا شما هم جزو افرادی هستید که تمایل به گوش دادن به موسیقی‌های غمگین ندارند؟

مطالعات جدید روانشناسان آلمانی نشان می‌دهد که گوش دادن به موسیقی غمگین باعث شادی مضاعف می‌شود.
آیا تنها در زمان هایی که احساس خوبی ندارید به موسیقی غمگین گوش می کنید؟ آیا در زمان هایی که شاد و خوشحال هستید از شنیدن موسیقی غمگین خودداری می کنید؟ مطالعات جدید محققان نشان می دهد گوش دادن به موسیقی غمگین در زمان خوشحالی یا ناراحتی نه تنها شما را غمگین نمی کند، بلکه شادی مضاعفی را نیز به شما می بخشد. موسیقی غمگین می تواند روح انسان را بازسازی کند هر چند که هنوز علت و پایه علمی دقیقی برای آن ذکر نشده اما محققان برای کشف چگونگی این عملکرد مغز به تحقیقات گسترده تری مشغول شده اند.
نتایج مطالعات محققان دانشگاه برلین در آلمان نشان می دهد که اگر میزان سنجش احساس خوشبختی و خوشحالی صفر باشد، شخص نه تنها با گوش دادن به موسیقی های شاد احساس خوشحالی نمی کند بلکه موسیقی غملگین می تواند احساس خوشایندتری را به قلب او بازگرداند. در این تحقیق، ۸۰۰ داوطلب مورد آزمایش قرار گرفتند و از آنها خواسته شد تا پس از شنیدن موسیقی غمگین به ابراز احساسات خود بپردازند. اگر اشخاصی که مبتلا به افسردگی بودند و پس از شنیدن موسیقی غمگین احساسات متفاوتی داشتند را فاکتور بگیریم، تمام داوطلبان پس از شنیدن موسیقی غمگین احساس آرامش پیدا کرده و پریشانی روانی آنها تا حد قابل توجهی کاهش پیدا کرده بود.
معمولا گفته می شود که با شنیدن موسیقی غمگین احساس نوستالژی، افسردگی بر اشخاص حاکم می شود در صورتی که موسیقی غمگین می تواند باعث تحریک تخیل، خلاقیت و الهام بخش باشد. افزون بر آن، موسیقی غمگین می تواند همانند مرحمی بر احساسات پریشان و منفی عمل کند.

 

منبع: مهر

سال روزدرگذشت استاد روح الله خالقی

21 آبان ماه به سال 1344 درگذشت روح الله خالقی (1285 کرمان) :

شاگرد ممتاز استاد کلنل علینقی وزیری با علاقه و ممارست از سد ممانعت پدر برای تحصیل موسیقی گذشت و تحصیلات متوسطه خود را در دارالفنون و تحصیلات عالی را در دانشسرای عالی در رشته ادبیات گذراند.
انجمن موسیقی ملی در سال 1325 به همت او تأسیس شد. تصنیف های زیبای وعده وصال، پیمان شکن، بهار عشق، امید زندگانی و سرود بیاد ماندنی «ای ایران» که آهنگ آن را با الهام از صدای رژه و پوتین کودتاچیان 28 مرداد 1332 ساخت شده است؛ از اوست.

ای ایران ای مرز پرگهر ای خاکت سرچشمه هنر                  دور از تو اندیشه بدان پاینده مانی تو جاودان

 

 

 

سال روزدرگذشت استاد حسین ملک


13 آبان به سال 1378 در گذشت استاد حسین ملک(1304 تهران):

 


استاد ابوالحسن صبا دربارۀ او نوشت: «در ردیف بهترین نوازندگان جوان سنتور در رادیو است و شایستگیحسین ملک اجرای برنامۀ انفرادی و دسته جمعی را داراست.»

 هم چنین استاد صبا بر ابتکار وی در زمینه ی مقدم داشتن کوک سیم زرد بر کوک سیم سفید، کوک خرک سوم با نت «لا» دیاپازون و تقلیل سیم گیرهای سنتور به نصف برای گسترش حدود صوت سنتور، تایید کرده است. در سال 1345 در کنگره جهانی موسیقی در شهر مانیل فیلیپین شرکت کرد که اجرای او با استقبال کارشناسان روبرو شد و از مارکوس رئیس جمهور وقت این کشور مدال طلا دریافت داشت.

 

 

تولد سرود ملی ایران :

 

تهران- شهریور 1323

- نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده­ اند.

حسین گل گلاب- تصنیف سرای معروف- در حال گذر از یکی از خیابان­های معروف شهر:

صحنه ­ی مشاجره، بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی را مشاهده می­کند؛

سرباز انگلیسی کشیده­ ی محکمی در گوش افسر ایرانی می­نوازد!

گل گلاب پس از دیدن این صحنه با چشمانی اشک آلود ؛ به استودیوی روح الله خالقی می­ رود.

غلامحسین بنان می ­پرسد؛ ماجرا چیست؟

گل گلاب آن چه رخ داده بود را شرح می­ دهد و می­ گوید :

کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند! سپس قلم به دست می­ گیرد و با همان حال، می ­سراید :

ای ایران ای مرز پر گهر

ای خاکت سرچسمه­ی هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده باشی و جاودان

ای دشمن! ار تو سنگ خاره­ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم ...

 

در همان لحظه، خالقی موسیقی آن را  می­ نویسد و بنان نیز، آن را می­ خواند و طی یک هفته، تصنیف « ای ایران» در یک ارکستر بزرگ اجرا می­ شود.

سرود «ای ایران» در 27 مهر ماه سال 1323 در تالار دبستان نظامی [دانشکده افسری فعلی] و در حضور جمعی از چهره­های فعال در موسیقی ایران متولد شد. شعر این سرود را «حسین گل گلاب» استاد دانشگاه تهران سروده بود و از ویژگی­های آن، نخست این است که تک تک واژه­های به کار رفته در سروده، فارسی است و در هیچیک از ابیات آن کلمه­ی معرب یا غیر فارسی وجود ندارد و سراسر هر سه بند سرود، سرشار از واژه­های خوش­تراش فارسی است. زبان پاکیزه­ای که هیچ واژه بیگانه در آن راه پیدا نکرده است. و با این همه هیچ واژه­ای نیز در آن مهجور و ناشناخته نیست و دریافت متن را دشوار نمی ­سازد.

دومین ویژگی سرود «ای ایران» در بافت و ساختار شعر آن است، به گونه­ای که تمامی گروه­های سنی، از کودک تا بزرگسال می­توانند آن را اجرا کنند. همین ویژگی سبب شده است تا این سرود در تمامی مراکز آموزشی و حتی کودکستان­ها قابلیت اجرا داشته باشد.

سومین ویژگی که برای این سرود قائل شده­ اند، فراگیری این سرود به لحاظ امکانات اجرایی است که به هر گروه یا فرد، امکان می­ دهد تا بدون ساز ، آلات و ادوات موسیقی نیز بتواند آن را اجرا کند.

آهنگ این سرود که در آواز دشتی خلق شده، از ساخته­ های ماندگار «روح الله خالقی» است.

ملودی اصلی و پایه ای کار، از برخی نغمه ­های موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردار است، گرفته شده است.

این سرود در اجرای نخست خود به صورت کر خوانده شد. اما ساختار محکم شعر و موسیقی آن سبب شد تا در دهه­ های بعد خوانندگان مطرحی همانند«غلامحسین بنان» و نیز «اسفندیار قره­ باغی» آن را به صورت تک­ خوانی هم اجرا کنند.

در سال­های اولیه پس از انقلاب، این سرود برای مدت کوتاهی به عنوان «سرود ملی» از رادیو و تلویزیون ایران پخش شد، اما پس از آن چند سالی از رسانه­ های داخلی حذف شد تا این که در دهه­ ی اخیر به مناسبت­ های مختلف تاریخی، آن را می­ شنویم.

 

ای ایران ای مرز پر گهر

ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی و جاودان

ای ... دشمن ار تو سنگ خاره­ ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون شد پیشه­ ام 

دور از تو نیست اندیشه ­ام

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت در و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کی برون کنم

برگو بی­ مهر تو چون کنم

تا .... گردش جهان و دور آسمان بپاست

نور ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون شد پیشه­ ام

دور از تو نیست، اندیشه­ ام

در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

ایران ای خرم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم

جز مهرت بر دل نپرورم

از ... آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم

مهرت ار برون رود چه می­ شود دلم

مهر تو چون، شد پیشه­ ام

دور از تو نیست، اندیشه­ ام

در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

  

نویسنده : شهرزاد شاه کرمی

 

 

سال روزدرگذشت استاد مرتضی حنانه

24 مهرماه به سال 1368 درگذشت استاد مرتضی حنانه (متولد 1301 تهران) : مرتضی حنانه


خالق موسیقی زیبای سریال «هزار دستان» تحصیلات خود را در کنسرواتور تهران به پایان رساند. در سال 1331 به مدت یک سال رهبری ارکستر سمفونیک را برعهده داشت. رهبری ارکستر بزرگ رادیو - تلویزیون و هنرآموزی کنسرواتور از فعالیت های حنانه است.
قطعات «سرناد»، سوئیت «شهر مرجان»، «شیطان کوچک»، «آسمان بیکران» از آثار بنام این هنرمند بزرگ است. 

سال روزدرگذشت استاد کلنل علی نقی وزیری :

17 شهریور ماه به سال 1358 درگذشت کلنل علی نقی وزیری :


کاسه ی تار را همچون طفل در آغوش می گیرد؛ پیشانی اش بر روی آن خم می شود؛ سر انگشتان او بر روی دسته ی تار، یکی پس از دیگری می خرامند و مضرابش بر روی سیم های تار، حکایتی از آب و صخره، باد و برگ می خواند.
پایه گذار موسیقی نوین ایران و رئیس انجمن موسیقی ملی – کلنل علینقی وزیری افسر قزاق در سال 1266 (به گفته برخی منابع 17 مهرماه 1266) دیده به جهان گشود.
4 ساله بود که همراه پدرش موسی خان میر پنج فرمانده قشون استرآباد به این ناحیه رفت و ضمن فراگرفتن حرفه ی نظامی گری، شیپورچی قابلی شد.وزیری
در 15 سالگی نزد دایی خود، حسینقلی خان (میرزا حسین قلی) به فرا گرفتن تار پرداخت و سپس به توصیه او نواختن ویلن را آغاز کرد.
پس از بازگشت به تهران موسیقی نوشتاری (نت نویسی) را نزد یاور آقاخان سرپرست موزیک نظام، فرا گرفت، و در مدرسه ی سن لویی با کشیشی که به موسیقی اروپایی تسلط کامل داشت، آشنا شد، و بسیاری از اصول موسیقی غربی را از او فرا گرفت.
وزیری پس از آشنایی با موسیقی ایرانی و تبحر در نواختن تار، به همراه یکی از دوستانش (صمصام الملک بیات) راهی اروپا شد و سه سال در پاریس و دو سال در برلین علم هماهنگی (هارمونی) و اصول دیگر موسیقی غرب را آموخت. او در بازگشت به ایران مدرسه عالی موسیقی را در سال 1302 و کلوپ موزیکال را یک سال پس از آن دایر کرد.
کلنل، اولین پایه گذار موسیقی نوین ایران پس از انقلاب مشروطه و نخستین کسی است که برای اولین بار ردیف میرزا عبدالله و آقای حسینقلی را نوشته است. او نشان داد که تار، قدرت بیانی وسیع و امکانات تکنیکی فراوان دارد .در صفحاتی که از او به جای مانده مانند: بندباز، دخترک ژولیده، حاضرباش و ردیفهای عالی ثابت کرد که تار، قابلیت اجرایی چند صدایی داشته و قدرتی در حد گیتار دارد. او با حفظ تمامی خصوصیات موسیقی ایرانی، قطعاتی ساخت که بر خلاف گذشته چند صدایی بودند.
از جمله قطعات چند صدایی که وزیری برای آواز و ارکستر نوشت و هنوز نیز در نوع خود نمونه اند ؛می توان از نیمه شب ( تحت تأثیر غزلی از حافظ )دل تنگ، دخترناکام، دو عاشق، گرایلی، خریدار تو و شکایت من نام برد.
کلنل علینقی وزیری بعد از مرحوم آژنگ و چند تن دیگر، با حفظ تمام اصول و قواعد موسیقی ایرانی، دو تئاتر موزیکال به نام های قالیچه ی کرمان و رویای حافظ و دو پانتومیم به نام های" دزد بوسه و لاسیها" و "اپرت گلرخ و شوهر بدگمان" را نوشت که از لحاظ چند صدایی و مدلاسیون (به تغییر مقام و یا تغییر مایه گویند) تحولی در موسیقی ما به حساب می آیند او در ساختن و پرداختن مارشهای (موزیک رژه) ملی و میهنی زحمات زیادی کشید و قطعاتی مانند ای وطن ، خاک ایران و مارش ظفر را ساخت.
به عقیده ی کلنل وزیری: "موسیقی ایرانی بسیار وسیع و غنی است و بالقوه از غنای بسیار برخوردار است. لیکن در آن،کار کم شده است.باید پژوهش کرد و آفرید و بالفعل نیز از عناصر و مصالح موجود، کاخ های رفیع برپا نمود".
گرچه نام کلنل علینقی وزیری با تاریخ موسیقی ایران درهم آمیخته، اما در آینه ی ادب نیز، شخصیت و هنر والای او انعکاس یافته است. بسیاری از شاعران و نویسندگان زمان، به زخمه ی جادویی تارش دل بسته اند و با شور و شیفتگی از پنجه ی سحرآمیزش سخن گفته اند. چنانچه ایرج میرزا که خود از ستایش گران هنر او بود در منظومه ی زهره و منوچهر از او یاد کرده است.
بسیاری از بزرگان تاریخ موسیقی ایران همچون زنده یادان: ابولحسن صبا ، روح الله خالقی، موسی خان معروفی، فروتن راد و جواد معروفی از شاگردان مکتب او بوده اند.


سرانجام این استاد بزرگ در سال 1358 و در سن نود و دو سالگی دیده از جهان فرو بست.


روانش شاد...

 

به همین بهانه، قطعه یدخترک ژولیده را، با نوای دو نوازی تار  آرش مشتاقی و کیانوش عشیق می شنویم...

دریافت فایل

 


نویسنده: شهرزاد شاه کرمی
منبع: کتاب چهره هایی از پیشروان هنر و ادبیات معاصر ایران

 

سال روزدرگذشت استاد حسین طاهرزاده

 

12 شهریور ماه به سال 1334 سال روز درگذشت استاد سید حسین طاهرزاده (متولد 1261) :سید حسین طاهرزاده

 

نزد استاد زمان خود سیدعبدالرحیم اصفهانی مشق آواز کرد. او از سرآمدان آواز و دارای سبکی منحصر به فرد در این هنر است. بسیاری از هنرمندان پرآوازه پس از طاهرزاده از شیوه خواندن او آموخته اند که قمرالملوک وزیری، ادیب خوانساری و محمدرضا شجریان از آن جمله اند. یک سری صفحه های گرامافون با صدای او همراه با تار درویش خان، کمانچه باقرخان، پیانوی مشیر همایون شهردار، تمبک رضا قلی خان و فلوت اکبرخان و یک دوره نوارهای خصوصی همراه تار و سه تار نور علی برومند؛از طاهر زاده به یادگار مانده است.