درباره فرانس لیست

لیست و دوران زندگی اش :

فرانس لیست را میتوان پسر قرن نوزدهم خواند. او زمانی به دنیا آمد که ناپلئون بر اروپا حکومت میکرد، در زمانی که نبرد «واترلو» پایانی برای جنگهای ناپلئون بود او چهار ساله بود و بعدها شاهد وضعیت استبدادی بود که توسط کنفرانس وین فرو ریخته شد و تبدیل به انقلابها و جنگهایی شد که کاملا  قاره اروپا را تغییر داد. در زمان فوتش (1886)، آشفتگی قرن رو به پایان رفته  اروپایی کاملا متفاوت از زمان تولد لیست بوجود آمده بود. مردم دولت آلمان و ایتالیا بر روی ویرانه های امپراطوری مقدس روم شکل گرفته شدند. میهنش، مجارستان تحول عمیقی یافته، سلطنت دوگانه با اتریش تشکیل داد. حکومت عثمانی از بیشتر مناطق بالکان جایی که حکومت جدید متولد شده بود بر افتاد. اروپا شاهد دو موج بزرگ انقلاب بود که درنهایت تمامی جای پای فئودالیسم را از بین برد و قاره مرکز ثقل جهان شد که توسط انقلابهای صنعتی و علمی افزایش یافت. این قرن تغییرات نفس گیر همچنین شاهد ظهور ایده های جدید جسورانه بود. حرکت بسوی نمایندگی سیاسی که با انقلاب فرانسه شروع شد، کم کم پادشاههای اروپا را مجبور به پذیرش مشروطه کرد که به مردمشان حق رای و کنترل سرنوشتشان را بدهند. حزب جنبش کارگران در تمام قاره برای تضمین حقوق اولیه کاریشان جنگیدند. این طراوت و شادی سیاسی تأثیر عمیقی روی حس هنری اروپای معاصر گذاشت که با مکتب رومانتیک اظهار شد. یک مدرسه اندیشه و بیان که در تمام اشکال هنر نفوذ داشت و با بیان عشق به آزادی و تلاش برای به ارث بردن روح انسان مشخص میشد. لیست یک عضو فعال بود و با تأثیر عمیقی که از هنرش میگرفت شکل دهنده حوادث سنش بود. انقلابی، انسانی عمیقاً مذهبی و وطن پرست، او به راحتی می تواند به عنوان یکی از سمبلهای عصر خود در زمان مکتب هنری رومانتیک شناخته شود.

لیست، کودکی نابغه :

همچون موزارت، لیست در اوایل زندگی اش استعداد موسیقی اش را نشان داد. برخلاف موزارت نبوغی که در موسیقی داشت از یک خانواده موسیقی دان بوجود نیامده بود. پدرش که سر کشاورز پرنس استرهازی بزرگترین صاحب ملک دولت مجارستان بود متوجه توانایی خارق العاده او شد و از هیچ تلاشی برای پرورش توانایی های او دریغ نورزید. آدام لیست که شایسته است از او به عنوان پدر نمونه یاد کنیم، توانست از حمایتهای کارفرمای ثروتمندش برخوردار گردد اما نتوانست که از حمایتهای سایر ثروتمندان مجاری و اشرافزادگان برای پرورش استعداد موسیقی فرانس جوان بهرور گردد لذا خانواده از مرزهای مجارستان به وین رفتند ... و فرانس جوان در پایتخت شاهنشاهی وین که یکی از مهمترین مراکز موسیقی اروپا بود توسط معلمهای خصوصی درسهای پیانو، تئوری موسیقی و درسهایی در زمینه آهنگ سازی آموزش دید. در میان این معلمان خصوصی میتوان از سالیری که معاصر و به نوعی رقیب موزارت بود نام برد ...

فرانس کوچک در تعدادی از کنسرتها در سالنهای وین و قصرهای سرزمین اصیل و ثروتمند مجارستان برنامه اجرا کرد. کودک نابغه به سرعت شهرت یافت. فقط در عرض چند سال لیست جوان نه تنها در امپراطوری وین بلکه در دیگر امپراطوری های اروپا درخشید. سفر برای کنسرتهایش او را به انگلستان برد. پدرش متوجه شد مکان بعدی برای اینکه پسرش در صحنه جهانی اولین باشد پاریس پایتخت هنری اروپا و جهان می باشد.

ماجرای پاریس شروع سختی بود. او در خواست داد که در اپرا به عنوان دانش آموز پذیرفته شود و درخواستش مورد قبول واقع نشد. کسی که درخواست او را رد کرد کسی نبود جز کروبینی نویسنده مشهور ایتالیایی و رئیس اپرا و تنها دلیلش این بود که او یک خارجی بود. نا امیدی اش بسیار تلخ بود. خانواده اش به سختی توانستند او را ملاقات کنند. آدام به مجارستان بازگشت تا امرار معاش خانواده را تامین نماید در حالی که لیست جوان حال در دوران نوجوانی اش تئوری موزیک را یاد می گرفت و درس پیانو میداد. تراژدی از آنجا شروع شد که آدام پدر دین دار و پارسایش ناگهان در سال 1826 فوت کرد. لیست بار حمایت از خانواده را به ارث برد. یک بدبختی بیشتری که رخ داد این بود که معلم جوان پیانو دیوانه وار عاشق دختر یک اشرافزاده ثروتمند شد. پدر ناگهان او را رد کرد. در زمان اختلاف طبقاتی سفت و سخت، هنرمند جوان بی پول برای خواستگاری واجد شرایط نبود. لیست عمیقاً تحت تأثیر رخدادها قرار گرفته بود و فکر خودکشی را ذهن داشت. افسردگی اش بسیار حاد بود چنانچه بعضی از روزنامه های فرانسه مرگ هنرمند جوان را اعلام نمودند. اما تاریخ چیز دیگری را رقم زد. انقلاب متوقف گردید و لیست با فراموشی درد عشق تصمیم به ملحق شدن به هنرمندان جوانی گرفت که مردمی را که در برابر مشکلات و موانع قرار داشتند را تشویق و ترغیب می نمودند. گردباد رومانتیک او را با خودش برد. لیست خیلی زود محبوب نسل انقلابی شد و بازدید کننده اکثر سالنهای مهم پاریس، مرکز زندگی هنری. هنرمند  جوان پیانیست که از منطقه دور اروپا آمده بود دیگر در شهر نور یک غریبه نیست.

لیست و مکتب هنری رمانتیک :

بر اساس دستاوردهای روشنگری و اصول انقلاب فرانسه همانطور که در طول جنگهای ناپلئون اروپا منتشر شد مکتب هنری رمانتیک یک حرکت معنوی و هنری بود که مفهوم آزادی را در مرکز آن قرار داد. آرمانهای آزادی که غالباً ریشه در تاریخ باستان داشتند از حوادث و افکار برگرفته از انقلاب فرانسه جدانشدنی بودند. مکتب هنری رمانتیک اصالت و آزادی را بیان میکند و به درستی جنبه های طبیعت انسان را در ابعاد برتر جستجو میکند. یک جنبشی بود که می خواست در خدمت پیشرفت و عدالت انسان باشد. مکتب هنری رمانتیک در سراسر اروپا رونق پیدا کرد اما ریشه اولیه اش در فرانسه بود. هنرمندان سالنهای پاریس موثرترین افراد در این جنبش باقی ماندند. بسیاری از دیگر نقاط جهان به پاریس آمدند تا متعاقباً به این جنبش بپیوندند و لیست یکی از آنها بود. معروفترین نویسندگان سبک رمانتیک ویکتور هوگو، الکساندر دوما و جورج ساند و نقاشان معروف دوران رمانتیک اوژن دولاکروا و هکتور برلیوز آهنگساز و در بین آنها هنرمند برجسته خارجی هنریک هین شاعر و فردریک شوپن آهنگ ساز و نیکولو پاگانینی ویالونیست و آهنگ ساز و خود لیست بودند. با آثار برجسته هنری که در سالنها به نمایش درآمده و مورد بحث قرار گرفته و گردهمایی های غیر رسمی که در عمارتهای افراد بانفوذ و ثروتمند برگزار شد رمانتیکها از یکدیگر الهام گرفتند. یک حس مشترک عدالت اجتماعی داشتند که آنها را از جنبش اجتماعی جدا نمیکرد و انقلاب بزرگ آن زمان خصوصاً انقلاب 1830 پاریس سلسله بوربون را واژگون ساخت و انقلاب 1848 پادشاهی لوئی فیلیپ را از بین برد اما در عوض جنبش انقلابی را در تمام اروپا گسترش داد. لیست و معاصرانش فعالانه جنبش را حمایت میکردند. انقلاب 1848 خصوصاً در مجارستان، آلمان و ایتالیا باعث بوجود آمدن یک شخصیت ملی قوی شد که عزم خود  را جزم کردند. لیست شدیدا تحت تأثیر خشونت و خونریزیی که این قیام به د نبال داشت قرار گرفته بود و برای همدردی با قهرمانان انقلابی چندین قطعه هنری به جا گذاشت. به هر حال سهمش در مکتب رمانتیک فراتر از آهنگسازی رفت. دوستی اش خصوصا با برلیوز تأثیر عمیقی روی موسیقی گذاشت. لیست خودش خیلی تحت تأثیر پاگانینی و شوپن بود تا جایی که بعدها پس از مرگ زود هنگامشان کتابی در مورد آنها نوشت. تکنوازی پیانوی لیست مهمترین رویدادی بود که توسط هنرمندان معاصرش دیده شد. آنها ارکان اصلی کارگاه آموزشی جهت دادن ایده های سازنده بودند که به پیشرفت و تبلور موسیقی اروپا جهت دادند. لیست نه تنها در مسیر اصلی موسیقی رمانتیک سهم بسزایی داشت بلکه میتوان گفت که یکی از ارکانهای جریان رمانتیک جدید بود. مدرسه موسیقی با تحسین و تشکر از نزدیکترین دوستش ریچارد واگنر بر اساس روش لیست اداره میشد، هر دو نظر مشترکی در هنر و موسیقی داشتند تا جایی که دوستی آنها وقتی که وانگر با دختر لیست کوزیما ازدواج کرد برجسته تر و محکم تر شد. آنها برای همیشه دوستان جدا نشدنی باقی ماندند. در سال 1847 لیست از پاریس به آلمان رفت و در ویمر که درنتیجه مرکز مکتب هنری رمانتیک اروپا شد اقامت گزید. شغلش در ویمر زمانی به اوج رسید که یک کنسرت موسیقی زنده در بایرویت اجرا کرد که بعدها مقر اصلی دوستش واگنر شد.

فراتر از سرودن (بنه به دستور شریکش ویتگنستن او اجرا را کنار گذاشت) لیست الهام بخش هنرمندان جوان بسیاری بود و مدرسه موسیقی خود را تأسیس نمود. او عامل اصلی تأسیس آکادمی موسیقی مجارستان بود که بعدها به نام او گزارده شد و بسیاری از هنرمندان موسیقی و آهنگسازان درخشان را به دنیا عرصه کرد.

لیست و انقلاب ها :

نگاه تیزبینانه و حقیقت جویی او، بناچار در همان سالهای اولیه زمینه ساز تلاش برای خودسازی لیست گردید تا او را بعنوان مدافع تمامی حرکتهای اجتماعی که کمک به مبارزه در برابر ظلم و بهره وری غیرمنصفانه از انسانها کرد. رویایی شخصی او با حوادث انقلاب خونین پاریس در سال 1830 – او را از نابرابریهای اجتماعی که از جامعه صنعتی نشئت گرفته بود بستوه آورد.

آشکار شدن بدبختی های ناعادلانه که بر طبقه کارگر تحمیل میگردید توسط ویکتور هوگو و بعدها امیل زولا سبکی را در مکتب رمانتیسم پایه نهاد.

لیست بعنوان شاگردی از مکتب سوسیالیسم آرزوی ساخت دنیایی بهتر با ترکیبی از اصلاحات و ایده آلیسم را داشت.

او در دیداری که از شهر لیون داشت بعد از سرکوب اعتصابات کارگران نساجی که بطور بیرحمانه ایی مورد ستم قرار گرفته بودند اقدام به نوشتن از بدبختی های کارگران نمود. تلخ ترین تجربه ای که لیست با آن روبرو گردید و در زیر آن خمیده گشت انقلاب و جنگ استقلال طلبانه در مجارستان که در سالهای 9/8481 رخ داده بود. حرکت اصلاح طلبانه مجارستان که از سال 0381 آغاز گردید درنهایت با
موفقیت هایی در برابر دربار مرتجع هابس بورگ در زمینه تغییرات جامعی در ماه مارچ 8481 روبرو گردید. امپراطور جدید هابس بورگ، فرانس جوزف، گرچه که خود فردی خائن بود مجارستان را بسوی جنگ کشاند، چنانکه دربار سلطنتی ناگزیر شد از روسیه درخواست کمک نماید تا جنگ استقلال طلبانه را فرو نشاند. تزار روسیه که خود سمبلی از نفرت و فردی مرتجع بود با اعزام سپاهی عظیم سعی در باز گرداندن مجارستان به زیر سلطه  هابس بورگ نمود. تلاشهای قهرمانانه و دفاعیاتی از جانب هنرمندان مکتب رومانتیسم در تمامی اروپا که مروج و مدافع سرنوشت انقلاب بودند (یکی از شاخص ترین و نام آورترین این افراد را میتوان هانریج هاین نام برد) صورت پذیرفت.

لیست با شنیدن خبر اعدام نخست وزیر و 31 تن از ژنرالهای انقلابی که توسط دولت هابس بورگ اعدام گردیدند متاثر گردید و با افسردگی مارش دافن erbenuf را سرود. لیست آشکارا از پایان حکومت ستمگرانه در اروپا دفاع مینمود که خود منجر به کسب احترام نسبت به وی گردید. او از خشونت بیزار بود. اعتقادات مذهبی عمیق او را وادار ساخت که آرامش خویش را در فلسفه مسیحیت بیابد و در باطن خویش کنکاش نمود. او یک متفکر آزاد بود اما هرگز با کلیسا مخالفت ننمود حتی پدرش او را از کشیش شدن منصرف نمود.

لیست در فلسفه مسیحیت غرق شد و حتی چندین قطعه مذهبی ساخت. روحیه عدالتخواهی اجتماعی او هیچگاه از بین نرفت. او را میتوان بعنوان اولین هنرمند مشهور که به اجرای های بسیاری برای خیریه برگزار نمود شناخت. او به اجرای کنسرتهایی برای بازماندگان مصیبت های طبیعی (مانند اجرای کنسرت خیریه برای بازماندگان سیل مخرب که در سال 1381 پایتخت مجارستان را در نوردید) و کارگران صنعتی تهیدست پرداخت.

لیست و لگدمال شدگان :

کمتر هنرمندی را همچون لیست میتوان یافت که نسبت به اجتماع ابراز همدردی و مسئولیت نماید. چه در هنگام فقر و یا دارا بودن که آنها را میتوان سرنوشت نامید، لیست بطور غریزی در زمینه مسئولیتهای فردی برای بیچارگان تلاش و همت نمود. قرن نوزدهم را نه تنها عصر بی سابقه ایی در پیشرفت میتوان برشمرد بلکه بدبختی و بی عدالتی های نامعلومی را در کارنامه خود داشته است. با از بین رفتن روستاهای سنتی و مراکز کشاورزی کوچک در برابر سایر زمینهای بزرگ مکانیزه سبب گردید تا میلیونها نفر از رعایا به امید اشتغال به شهرها هجوم آورند. صنایع جدید با اتکا به نیروی بخار و زغال سنگ پایه گذاری شد. البته خود سبب گردید که جمعیت بسیاری از این کارگران ساده را به کار گیرد. الخصوص در زمینه نساجی اما موقعیت کاری در زیر شرایط بسیار رقت آمیزی بود حقوق برای تامین حداقل زندگی کافی نبود و تعداد کارگران کودک بسرعت رو به افزایش یافت. بدبختی کارگران صنایع انگلیس که پیشگام صنعتی شدن جامعه بود را حتی در آثار و نوشته های چارلز دیکنز میتوان مشاهده نمود.

هوشیاری طبقه روشنفکر شهری و هنرمندان که از بیرحمی استثمار تحت تاثیر واقع شده بودند این احساس که برای برطرف نمودن بدبختی کارگران دست به اقدامی زنند را بیدار ساخت. لیست نیز بعنوان یکی از حامیان این حرکت آرمانی دست به موعظه بر اساس تئوری های سان – سیمون برای دستیابی به رفاه اجتماعی بر پایه عدالت پرداخت. دیدار وی از وضعیت کارگران نساجی در شهر لیون تأثیر عمیقی بر این حرکت داشت.

لیست تنها با نوشتن از بدبختی های لگدمال شدگان راضی نبود، او به برپایی تعداد زیادی کنسرت خیریه به نفع آنان پرداخت. بخشندگی وی ضرب المثل شد و بسیار دشوار بود تا او را از راهی که برای انجام امور خیریه مینمود جدا ساخت حتی او را نمی شد از مسافرتهای متعددی که در قاره اروپا میکرد باز داشت. خاطراتی را از وی میتوان نقل نمود: لیست جامی در اتاق نشیمن آپارتمان خود که اکنون به موزه لیست مبدل گردیده، و در آن اسکناس نگهداری مینمود داشت. هر کسی که به دیدار او می آمد  می توانست از آن جام پول بردارد، هدف از این کار کمک به افراد محتاج بود بدون اینکه فرد شرمنده و خجالت زده شود. یکروز دزدی برای عرض ارادت راه به آپارتمان وی پیدا کرد و با پی بردن اینکه لیست تنها است، شروع به خالی نمودن جام نمود، وی که در حال ارتکاب جرم بود با مشاهده لیست خشکش زد ولی لیست متواضعانه به او گفت ادامه بده و بدون نشان دادن عکس العملی اتاق را ترک کرد.

لیست یک میهن پرست – یک چهره بین المللی :

دوبوریان، محل تولد لیست یکی از هزاران روستاهای کوچک در سرزمین مجارستان است. می توانست هر جای دیگری در مجارستان باشد. اما تبلور احساسات لیست را برای تمامی عمر او در وی متجلی ساخت. گرچه لیست بخش عمده دوران بلوغ خود  را در خارج از سرزمین مادری بسر برد اما اثرات دوران کودکی، عشق و دلتنگی برای کشورش همیشه در وی زنده بود.

تأثیر موسیقی کولیان دهکده در بعضی از آثار وی مشهود است. همچنین اشعار بومی مجارستان در بیشتر آثار او به چشم می خورد. جای تعجب نیست پرآوازه ترین قطعات موسیقی او برگرفته و توصیفی از سرزمین مادری و تاریخ آن می باشد. چکامه ها و اشعار رپسودی (seidospahr) مجاری 1 و 2 از این دسته می باشند این قطعات بدون شک طنین نوای لطیف موسیقی ویولونیست هایی بود که در کاروانسراهای و کافه های دوران کودکی اش می نواختند. لیست پایتخت سلطنتی وین را زمانی که کودکی بیش نبود ترک کرد و سالهای شکل دهنده عمرش را در پاریس گذراند.

موفقیت و شهرت وی را پرآوازه می نمود و موید این مسئله می گردد که او نه تنها در عرصه پهناور هنر بلکه در زندگی اجتماعی چیره و قابل بشمار می رفت. هنوز به هر کجا که قدم میگذاشت او یک میهن پرست بشمار می رفت. وی با گذرنامه مجاری خود به سفر می رفت. و چشم بر اخباری که از کشور مادری خود می شنید نمی بست. در اواخر زندگیش وقتی که تور کنسرتهای وی او را به سرزمین مادری بازگرداند او را همچنان بعنوان  غرور ملی کشور محسوب نمودند. وابستگی و تعلقات وی به مجارستان بطور اخص به همراه انقلاب و جنگ استقلال خواهی که در سالهای 94-8481 به وقع پیوست یکی از منظرهای غم آلود زندگی او است. لیست عمیقاً از وقوع این وقایع نگران بود و بعنوان یک هنرمند خود را جدا از سیاست
نمی دید و قیام را روز به روز از فتح تا تراژدی دنبال می نمود. خبرهای رسیده از حکومت ستمگرانه هابس بورگ که مجارستان را به کمک تزار منفور روسیه مطیع خود ساخته بود، عیاشیها و بی بند وباریهای حکام و حکم صادره دربار وین که منجر به اعدام تنی چند از انقلابیون از جمله نخست وزیر مجارستان او را به نوشتن غم انگیز ترین قطعه موسیقی خود بنام مادرش دافن erbenuf ترغیب نمود. لیست با سرودن دو قطعه هنری جداگانه از شهادت شاعر انقلاب شاندور پاتوفی تاسف خود را ابراز نمود. لیست به سفرهای دوردست و طولانی بسیاری در اروپا رفت از جمله ترکیه و روسیه و تأثیر نهایی را بر پیشرفت موسیقی کلاسیک در قرن نوزدهم برجا گذاشت. میتوان به ساخت هنرستان هنرهای زیبا وی که از روی علاقه و با جمع آوری کمک و اعانه هنرمندان در سرزمین مادری اش در پایتخت از وی به میراث مانده است اشاره نمود. این کنسرواتوار ابتدا برای پرورش خلاقیت های جوان بصورت خصوصی فعالیت می نمود. ولی بعدها
اسطوره های بسیاری از جمله لئو وینر – بلا بارتوک – زولتان کودالی و اپرا خوانهای نام آور چون عمره کال مان و فرانس لها که همگی آنان از مکتب و نام لیست ریشه برگرفته بودند را به جهان موسیقی تقدیم گردید.

لیست و شوپن :

زمانیکه لیست جوان عجوبه پیانو و آهنگساز خوش نام به پاریس وارد شد تا خود را بعنوان نامی در نقشه موزیک اروپا تثبیت نماید. خود را در دل نسل هنرمند آن جوان یافت. او بزودی با یک نابغه ایی که زندگیش همانند خودش بود برخورد کرد. پیانیست هنرمند و آهنگساز لهستانی یکی دیگر از استعدادهای خارجی بود که در گردباد  پاریس وارد شده بود. آنان سریعاً با یکدیگر دوست شدند، هر دو دارای استعدادهای خدادادی و آشنا به تکنیک پیانو بودند اما شوپن شهرت بیشتری بعنوان آهنگساز داشت. کارهایش سریعاً مورد تحسین قرار گرفت و لیست با تحسین فراوان نظاره گر و مشوق او بود. پاریس بعنوان مهد موسیقی همیشه مستعد توطئه چینی بود تا راهی برای ایجاد اختلاف بین آندو گردد که کدامیک بهترین هنرمند است؟! ولی هیچکدام از آندو در این رقابت خطا پای ننهاندند. دوستی لیست و شوپن تا مرگ نابهنگام شوپن بر اثر بیماری ادامه یافت و لیست کمی بعد برای ادای احترام به شوپن دست به نوشتن کتابی نمود که او و سبک موسیقی اش را مورد  تحسین قرار میداد. آنچه که نماینگر حقیقت بزرگ منشی لیست است و خود به آن آگاه و از آن منزجر نبود. این حقیقت بود که شوپن به کارهای اولیه خود ارزش نمیداد ولی آندو بعنوان 2 شخصیت رومانتیسم گرا باعث تحکیم و تکمیل یکدیگر میشدند. لیست از زندگی مملو و پربار هنرمندانه و طولانی برخوردار بود چیزی که دوست لهستانی وی بر اثر تقدیر از آن بهره مند نشد. لیست از خاطره دوستی خود با شوپن همچون گنچی در تمامی دوران زندگی اش بهره ور گردید.

لیست و واگنر :

اگر دوستی لیست با شوپن کوتاه و مملو از احساس بود، دوستی وی با واگنر مادام العمر و نمونه بارز رابطه ای بود که می توان از دو نابغه انتظار داشت: شور و آتشین مزاج هم در کشش و جاذبه و هم در ستیز و جدال. اوایل آشنایی با واگنر در سال 1840 در پاریس، لیست جوانی بی نام و نشان و فقیر بود. سپس وقتی به وایمار جایی که رهبری ارکستر را در سال 1847 به عهده داشت و مردی مشهور و پرآوازه به حساب می آمد، دوست آهنگساز آلمانی خود را فراموش نکرد. آن زمان او به شدت شیفته عقاید انقلابی واگنر در تجدد گرایی موسیقی ارکستری شد. آن دو دریافتند که چه وجه مشترک بزرگی در دیدگاهشان نسبت به آینده موسیقی دارند. زمانی که حرکتهای انقلابی 1848/48 سراسر اروپا را فرا گرفت، واگنر به عنوان یکی از سران انقلاب و مبارزان فعال در شورشهای درسدن دستگیر شد. وقتی قیامها فرو نشست، وی می بایست برای نجات جانش دست و پا میزد (تلاش میکرد). آن لحظه بزرگ و بحرانی در زندگی واگنر بود که نشان داد آزمونی بود برای دوستی ایجاد شده بین او و لیست و در عین حال اثباتی بود بر عظمت انسانی لیست. واگنر از مجازات حتمی ارتجاعیها گریخت و به لبست در وایمار که او را با گرمی و خصلت دوستانه خود پذیرفت پناه برد . سپس، مثل یک نمایش عاشقانه در اپرا، این لیست بود که فرار واگنر با لباس مبدل به سرزمین امن سوئیس را برنامه ریزی کرد. زمانی که دوستش به تبعیدگاه خود رسید، لیست به طور مرتب او را چه به صورت مالی و چه در قالب مبارزه طلبی دشمنان آزادی (و دشمنان واگنر) در اجرای 3 اپرایش در وایمار (تانهاسر، لوهنگرین، آلمانی بی خانمان) کمک می کرد. این اقدام متحدانه سرانجام دوستی ابدی آنها را رقم زد و محکم نمود. واگنر از تبعیدگاه خود با احساسی عمیق می نوشت و از لیست به عنوان نابغه و یک وحی و الهام نام برد کلماتی که لیست در نوشته های خود در مورد واگنر، کسی که از او بتی ساخت، منعکس نمود. او در شناساندن گسترده قطعه های هنری دوستش از طریق نقل و تفسیر کار با پیانو و اجرای نامحدود آن بسیار مفید بود و سهم به سزایی داشت (نباید فراموش کرد که در عصر قبل از الکتریسیته و گرامافون هستیم). زمانی که آب و هوای سیاسی در آلمان بهتر شد، لیست شروع به سخنرانی و تبلیغ برای برگشت دوستش نمود که نتیجتاً در سال 0681 بعد از عفو عمومی، این واقعه صورت گرفت. به هر حال این دو فوری پس از آن در مقابل بزرگترین امتحان دوستیشان قرار گرفتند. واگنر که تا آن زمان آشکارا زندگی خصوصی ناکام و ناشادی د اشت، گرفتار عشق کوزیما دختر لیست شد همسر دوست و شاگر محبوب لیست، هانس فون بولو، رهبر ارکستر که دو معشوق با هم گریختند. لیست تسلی ناپذیر بود. تا چندین سال وی از تبادل نامه چه با واگنر و چه با دختر خود، کوزیما امتناع نمود. بعد دوستی این دو نابغه مکتب هنری رومانتیک با نیروی جدیدی دوباره بهم پیوند خورد. لیست از هیچ تلاشی برای کمک به واگنر  در تحقق رویاهایش و تامین تماشاخانه شخصی که میرفت تا مبدل به صحنه بزرگ نمایی اپراهایش شود، دریغ نکرد. وقتی طرح با موفقیت انجام شد، و اپرای بیروت در 1875 افتتاح گردید، واگنر در سخنرانی افتتاحیه خود از دوست و البته در آن زمان پدر زن خود، لیست، قدردانی نمود و در حضور مستمعین یادآوری نمود که کار وی به سختی می توانست مشهور شود و مورد تحسین واقع گردد مگر با حمایت دوستش، اولین هنرمند زمان که نبوغ وی را کشف کرد. سپس آن دو روی چندین کنسرت کار کردند که معروفترین آنها اولین کار مشترکشان در بوداپست شد، با اعتبارترین اثری که پایتخت مجارستان تا نسلها شاهد و نظاره گر آن بود. لیست به طور مرتب از کوزیما و واگنر دیدن میکرد ولی از اقامت دائم با آنها آن طور که آنها انتظار داشتند سرباز زد و ترجیح داد که زندگی سیار خود را حفظ کند. آخرین باری که آن دو همدیگر را ملاقات کردند سالیان بعد بود که در ونیز و در کنار بستر مرگ واگنر با هم رویارو گردیدند. او بیعت خود با واگنر را با اظهار اندوه و حزن عمیق خود در سه قطعه موسیقی به طور جداگانه اعلام کرد.

لیست مورد پرستش زنان: زندگی خصوصی اش :

اگر کسی بخواهد  بداند که چگونه افکار والای مکتب هنری رومانتیک در زندگی بزرگترین هنرمندان این عصر پرشور و بی همتا تراوش کرده کافی است که داستان زندگی خصوصی لیست را دنبال کند. زمانی که لیست نوجوان قدم به پاریس گذاشت. پایتخت نه تنها دنیای هنر و پاکی که دنیای تفریح و هوس و شهوت خیلی سریع در مقابل چالشهای عاطفی شهر بزرگ و بی پروا گسترده شده پاریس قرار گرفت. او با تدریس خصوصی پیانو گذران میکرد. کار مشخصه وی و نومیدانه گرفتار عشق یکی از شاگردانش گردید، دختر یک اشراف زاده ثروتمند. این یاس و نومیدی تقریباً او را به ورطه اقدام به خود کشی رساند. در خلال رخدادها و شلوغیهای انقلاب 1830 حال وی رو به بهبودی نهاد و خیلی سریع درنتیجه جو و محیط رنگارنگ، خشن، خردمندانه و هنرمندانه سالنهای پاریس جایی که به زودی او قهرمان مشهور آن خواهد بود، دوباره میل به زندگی در او ایجاد شد.

جوان هنرمند خوش قیافه که رو به دولتمندی می نهاد به فرد مورد پرستش هواخواهان زن خود مبدل گشت. اجراهای عمومی وی در سایه رقابت اجتماع زنانی که میخواستند دست به لیست یا حداقل گوشه ای از لباس وی برسانند تبدیل به داغترین وقایع شده بود! دستکش تکه تکه شده لیست جوان در یکی از کنسرتها، امروزه به عنوان گواه خاموشی بر رفتار پرهیجان و با شدت طرفداران او در یکی از موزه هایی که در وطن و به یاد او اهدا شده در معرض تماشای عموم گذارده شده. جای تعجب نیست که خیلی از حرکتها و رفتارهای پرشور و حرارت تحسین کنندگان عاشق به یک ارتباط جدی تلقی گردید. کنتس ماری آگولت، زیبای از طبقه طراز اول جامعه و چندین سال بزرگتر، همسر اشراف زاده ای توانگر، لیست جوان را دام خود گرفتار کرد. ماری به لیست گفت که به شوهر تنبل و بیکاره او که به هر حال او را رها میکند اعتنا نکند و آن دو با هم گریختند. رسوائیهای بعد بود که به محبوبیت زیاد وی افزون گشت! زوج جوان سوئیس را ترک کرده و شروع به پیمودن سراسر اروپا کردند تا لیست تور کنسرتهای خود را ادامه دهد. حاصل این ارتباط سه فرزند به طور پیاپی بود: یکی از سه فرزند به شکل تراژدی در سن پایین درگذشت، ولی دو فرزند دیگر دانیل و کوزیما برای لیست باقی مانند (مرگ نابهنگام دانیل در 02 سالگی لیست را به افسردگی کشاند که هیچگاه نتوانست از آن التیام یابد). دوره بعدی زندگی کوزیما به خاطر ازدواجش با ریچارد واگنر فصل جداگانه ای از زندگی خصوصی طولانی و پرفراز و نشیب لیست را در بر می گیرد. لیست در دنیای خود زندگی کرد، دنیایی که در آن به سختی میتوان قوانین اجتماعی درستی مشاهده کرد. غرق شدن در موسیقی باعث به تحلیل بردن روابط بین او و ماری شد. وقتی که لیست پیشنهاد سکونت گزیدن در کشور خود مجارستان را داد ماری با آن موافقت ننمود و از همراهی وی سرباز زد. لیست مدت طولانی را در موطن خود سپری کرد و وقتی آن دو به این نتیجه رسیدند که قادر به بهبود روابط خود  نیستند در سال 1844 از هم جدا شدند. مای آگولت نه تنها به دلیل معشوق لیست بودن در خاطرها مانده که بعدها نوشته های او که ماهرانه حول محور تاریخ انقلاب 1848 بود به چاپ رسید. شور و حرارت لیست که هنوز مرد جوانی بود خیلی سریع او را به زنی جذب کرد که وی را دلدار و هم نفس خود در هنر میدید: هنرپیشه نامی و پرهیجان، لولا مارتز. ولی این عشق نیز به طور ناگهانی به پایان رسید. گذراندن سالها در جاده های منتهی به اجرای برنامه در سراسر اروپا و در کالسکه مخصوص او (که به اندازه یک سالن برای عملکردهای اجتماعی وسعت داشت!) باعث دوری او  از زندگی مناسبی برای تشکیل خانواده شد. با این وجود تور کنسرت این بار به امپراطوری روسیه بود که او را به زن بعدی در زندگیش سوق داد، چه بسا عشق بزرگ زندگی او. شاهزاده کارولین دو ساین ویتگنستاین زنی است با زیبایی خیره کننده و هوش فراوان که لیست را در نگاه اول میخکوب و هیپنوتیزم نمود. افسوس که او متاهل است. همسر او، یک افسر روسی که درخواست طلاق را رد نمود. خانواده ویتگنستاین میل و علاقه ای از خود نسبت به شنیدن راجع به این ارتباط عاشقانه نشان نمیدهند. زمانی که این دو به یک خانه اسباب کشی کردند، اعلیحضرت امپراطور تزار به شدت خشمگین شدند. امپراطور از موافقت با درخواست متواضعانه طلاق کارولین امتناع کرده و حتی پس از استدعای دوباره کارولین، تزار او را مغضوبانه تبعید و املاک وسیع او را مصادره نمود. لیست آشفته و نگران نگردید و آن دو به زندگی و مسافرت کردن با هم برای سالیان ادامه دادند . لیست به قدری واله و شیدا بود که درنهایت در جستجوی راهی برای گرفتن اجازه از پاپ برآمد تا بتواند با معشوق ازدواج کند. پدر مقدس با این امر موافقت نمود و تاریخ عروسی نیز اعلان گردید. به هر حال روز ما قبل این واقعه خوش بدشانسی به سراغ آمد: فشارهای وارده از طرف ویتگنستاین ها باعث شد تا پاپ عهد خود را نقض کند. عروسی سر نمیگیرد و بهم می خورد. هر دو مات و مبهوت مانده اند. رابطه آنها از صدمه وارده راه نجاتی نمی یابد. نهایتا لیست ناخشنود و عصبانی بیشتر و بیشتر به عقاید و ریشه های مذهب کاتولیکی خود فرو رفته و متقاعد شده بود که پروردگار نمی خواهد هم موفقیت و هم خوشبختی را با هم به وی ارزانی دارد. در رم او خود را در موسیقی کلیسا فرو برد. نتیجتاً فرد مورد ستایش خانمها در سالن نمایش جذب سفارشات کلیساهای کوچک شده و به یک راهب مبدل گردید. یک روحانی مبتدی که معنای زندگی را در مبادرت و تلاش برا نزدیکی به خداوند پیدا کرد. از آن به بعد وی خود را وقف آموزش و امور خیریه کرد.

لیست و نسل های آینده :

زمانی که لیست در بیروت محبوب خود و در اثر بیماری ذات الریه درگذشت، شهر دوست فراموش ناشدنی اش واگنر، دوره ای به پایان رسید. مجارستان و اروپای عاشق موسیقی در ماتم و سوگواری فرو رفت. لیست به درستی به عنوان شخص ارتباط دهنده مکتب هنری رومانتیک قدیم نوع موسیقی و هنری که او در آن سهم به سزایی ایفا کرد و مکتب روماتیک جدید، حد موسیقی نوین که بعد از آن نمو کرد، شناخته شده است. لیست موسیقی هم نوا را بنیان نهاد، نوعی از موسیقی که تأثیری ژرف و عمیق بر روی واگنر، سمتانا، گریگ و بورودین داشت. همچنین او اولین کسی بود که تک نوازی پیانو را نوشت. آثار وی سنت آکادمی بتهوون را در هم شکست و علی رغم اعتراضات برامز و دیگر پیروان بتهوون، راه را برای سبک امپرسیونیسم باز نمود، مکتبی که بعدها توسط دبوسی و سنت شان ها ارائه گردید. شخصیت نجیب وی از نحوه آموزشی خاضعانه وی هویداست. طریقی که موسیقی و فنون بی مانند پیانو وی را برای بیش از 400 شاگرد و دانش آموزی که هر کدام بعدها در تاریخ موسیقی نامی از خود  به جا گذاشتند به میراث گذارد. سپاس از خود گذشتگیهای وی در تدریس، و این لیست بود که کلاسهای آموزش عالی را تاسیس و توسعه داد. لیست به عنوان اولین شخصی که از موسیقی به عنوان ابزاری در درمان نارساییهای مغزی و افسردگی استفاده کرده است شهرت دارد. بدین ترتیب، وی پیشگام در وانپزشکی نوین بوده است. نه تنها آهنگسازان بزرگ اواخر قرن نوزدهم به شدت تحت تأثیر او بودند که او الهام بخش نسلهای جدید قرن بیستم نیز بود. آهنگهای او تأثیر بسیار عمیقی بر بارتوک، کودالی و شونبرگ تا بسیاری از آهنگسازان عصر حاضر گذاشته است.

لیست از مجارستان برخاست ولی وی به اروپا و ورای آن تمامی جهان تعلق دارد. میراث و گنجینه غنی باور نکردنی وی مشتمل بر 4000 قطعه بی نظیر طیفی از قطعه های پیانو تا ارکسترهای بسیار بزرگ و موسیقی کلیسا می باشد. هر چند وی سهم منحصر به فردی در گنجینه موسیقی دنیا داشته، ورای ان وی به جهت جهد و تلاش در جهت ارتقای انسانی نیز به یاد آورده می شود. پیغام زندگی او که بر موسیقی نیز تأثیرگذار بود این است که تدریس و امور خیریه بود که از او انسانی شایسته و بی مانند ساخت، یک قهرمان واقعی و عاشق برای نسلهای آینده.

 

منبع  : (ADAM GYORGY (STEINWAY ARTIST PIANO RECITAL   

نظرات برای نظر دادن باید عضو سایت باشید یا وارد شوید

نظر دهید

برای نظر دادن باید عضو سایت باشید یا وارد شوید