درباره ی کارل ارف

اُرف را با اُرف بشناسیم

کارل اُرف (متولد 10 جولای 1895 / درگذشت 29 مارس 1982)

کارل اُرف آهنگ ساز معاصر آلمانی است که عمده‌ی شهرت جهانی‌اش را به خاطر اراتوریوی( اراتوریو:هم چون اپرا اثریست طولانی دارای بخش ها و مو و مان های متنوع) فوق العاده‌اش «کارمینا برونا» کسب کرد.در کنار پیشه‌ی آهنگسازی‌اش، او شیوه ای نوین را در آموزش موسیقی به کودکان طراحی کرد که هم اکنون در سراسر جهان با نام "متُد اُرف" از آن استفاده می‌شود. اُرف در 5 سالگی شروع به آموختن «پیانو» کرد و در کنار آن «ارگ» و «ویولنسل» نیز آموخت؛ هر چند که او بیشتر به ساختن موسیقی و تصانیف در ذات کلمه علاقه مند بود تا این که به اجرای آثار بزرگان بپردازد. او چندین داستان کوتاه را در مجله‌ی مخصوص کودکان، در سال 1905 منتشر ساخت. پس از مدتی، مشغول نوشتن کتابی در زمینه‌ی طبیعت شد. او در اوقات فراغتش نیز به جمع آوری «حشره» و قاب گرفتن آنها می پرداخت!کارل ارف
در اواخر سنین نوجوانی به طور جدی شروع به نوشتن موسیقی کرد، با وجودی که «هارمونی» و «آهنگ سازی» را به صورت آکادمیک نخوانده بود. در نخستین آثار او، مادرش هم به او کمک می‌کرد. پس از نوشتن نخستین آثارش، اُرف به مطالعه‌ی جدی، اما بدون معلم در زمینه‌ی موسیقی پرداخت. سپس وی در آکادمی موسیقی مونیخ تا سال 1914 به تحصیل پرداخت. از آن پس، به سبب جنگ جهانی اول به ارتش رفت و پس از جراحات بسیار بازگشت و در خانه‌ی اپرای مانهایم مشغول به کار شد، اما پس از مدتی دوباره به مونیخ بازگشت تا تحصیلات خود را ادامه دهد. در اواسط دهه‌ی بیست میلادی، اُرف طرحی را به نام موسیقی بنیادی تدوین کرد. این طرح بر پایه‌ی اتحادی بود از هنرهایی که نماد الهه‌گان هنر و دانش در اسطوره‌های یونان باستان بودند. طرح اُرف مملو از آواهای موسیقایی، رقص، شعر، عکس، طراحی و ادای غلوآمیز بود.
ارف، از سال 1925 تا آخر عمرش، سرپرستی مدرسه‌ی ژیمناستیک، رقص و موسیقی را در مونیخ برعهده داشت. این مدرسه در سال 1924 به همراه «دوروتی گونتر» ساخته شده بود و در آن مدرسه او به تازه‌کاران این عرصه درس می‌داد. این جا همان جایی بود که او نظریه‌هایش را در آموزش موسیقی به وسیله‌ی ارتباط همیشگی‌اش با کودکان، طراحی و توسعه داد و شیوه ای برای آموزش را به جهانیان به نام «کار مدرسه: موسیقی برای کودکان» معرفی کرد.
کارمینا بورانا، اثر ممتاز قرن بیستم است که عموم مردم بخش آغازین آن را به واسطه پخش در برنامه‌های غیرمرتبط گوناگون در صدا و سیما شنیده‌اند, ولی از ماهیت موضوعی آن اطلاعی ندارند. این اثر سترگ بر پایه‌ی مجموعه‌ی مهمی از اشعار لاتین و یونانی گولیاردی است که در سال 1803 در کتابخانه‌ی صومعه‌ی بندیکتین در مکانی نزدیک مونیخ کشف شد. این مجموعه توسط راهب ها و سراینده‌های قرون وسطی نوشته شده بود. ارف به دلیل تنوع عناصر خنده و غصه در آن، مجذوب این منظومه شد که بعداً با تغییراتی آن را منتشر کرد.
کارمینا بورانای وی به شدت در روزگار ظهور نازیسم در فرانکفورت، 1937 محبوب و مشهور بود و اثر مذکور، به دفعات در آلمان اجرا شد؛ اما همین ریتم های جدید و سبک هنجارشکنانه، خود نوعی مخالفت با اصول تثبیت‌گرای فاشیستی بود. البته ارف از معدود آهنگ سازانی بود که در زمان حکومت نازی ها، به درخواست رسمی آنها برای نوشتن موسیقی جدیدی بر "رویای نیمه شب تابستان" اثری منصوب به شکسپیر پاسخ داد. لازم به ذکر است که دیگر آهنگ سازان، پس از تحریم موسیقی ساخته شده توسط «فلیکس مندلسون» یهودی، به این درخواست پاسخ نداده بودند.


اکثر آثار بعدی ارف بر پایه ی اشعار و یا موضوعات دوران باستان بودند. آنها راه کارمینا برونا را به زیبایی ادامه دادند؛ البته به طرزی گران و هزینه‌ بر بود؛ که هر جایی نمی‌توانست اجرا شود! هر چند که اکثرشان در آلمان اجرا شدند.
وقتی که کارل ارف در سال 1982 در سن 86 سالگی فوت کرد، در چهار دوره‌ی تاریخی آلمان زندگی کرده بود!: رایش کایزر، جمهوری وایمار، رایش سوم (نازی‌ها) و آلمان غربی پس از جنگ.
علاوه بر استفاده‌ی نازی‌ها از کارمینا بورنا، استفاده‌های بسیار دیگری نیز از آن شده است. به عنوان مثال فیلم «در»ها از اولیور استون.اگر هم طرف‌دار مایکل جکسون بوده باشید، حتما افورچونا (قسمت اول کارمینا برونا) را مشاهده کرده اید!
منبع : مجله گزارش موسیقی شماره 46

نظرات برای نظر دادن باید عضو سایت باشید یا وارد شوید

نظر دهید

برای نظر دادن باید عضو سایت باشید یا وارد شوید